This is a valid RSS feed.
This feed is valid, but interoperability with the widest range of feed readers could be improved by implementing the following recommendations.
line 44, column 0: (6 occurrences) [help]
<div itemprop="articleBody" class="item-text">
line 143, column 0: (4 occurrences) [help]
<div data-readmoretitle="بیشتر بخوانید">
line 147, column 0: (6 occurrences) [help]
<p style="text-align:center"><img decoding="async" src="https://newsmedia.ta ...
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
>
<channel>
<title>بک لینک اپلیکیشن</title>
<atom:link href="https://www.backlinkapp.ir/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
<link>https://www.backlinkapp.ir/</link>
<description>سایت بک لینک</description>
<lastBuildDate>Sat, 30 Aug 2025 12:51:57 +0000</lastBuildDate>
<language>fa-IR</language>
<sy:updatePeriod>
hourly </sy:updatePeriod>
<sy:updateFrequency>
1 </sy:updateFrequency>
<item>
<title>ستایش امام علی (ع) در سرودههای عبد الباقی عُمَری</title>
<link>https://www.backlinkapp.ir/%d8%b3%d8%aa%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b9-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d8%a8%d8%af-%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%a7/</link>
<dc:creator><![CDATA[استاندارد وب ایران]]></dc:creator>
<pubDate>Sat, 30 Aug 2025 12:51:57 +0000</pubDate>
<category><![CDATA[کتاب]]></category>
<category><![CDATA[امام علی(ع)]]></category>
<category><![CDATA[روز پدر]]></category>
<category><![CDATA[شیعه]]></category>
<category><![CDATA[عراق]]></category>
<category><![CDATA[قرآن کریم]]></category>
<category><![CDATA[محمدجواد گودینی]]></category>
<category><![CDATA[موصل]]></category>
<category><![CDATA[میلاد امام علی(ع)]]></category>
<guid isPermaLink="false">https://www.backlinkapp.ir/%d8%b3%d8%aa%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b9-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d8%a8%d8%af-%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%a7/</guid>
<description><![CDATA[<p>خبرگزاری مهر _ گروه فرهنگ و ادب: محمد جواد گودینی استاد دانشگاه، همزمان سیزدهم رجب و سالروز میلاد امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع)، یادداشتی با عنوان «ستایش امام علی علیه السلام در سرودههای عبد الباقی عُمَری» نوشته که برای انتشار در اختیار مهر قرار گرفته است. مشروح متن اینیادداشت در ادامه میآید؛ عبد الباقی عُمَری … <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d8%b3%d8%aa%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b9-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d8%a8%d8%af-%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%a7/" class="more-link">ادامه خواندن <span class="screen-reader-text">ستایش امام علی (ع) در سرودههای عبد الباقی عُمَری</span></a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d8%b3%d8%aa%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b9-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d8%a8%d8%af-%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%a7/">ستایش امام علی (ع) در سرودههای عبد الباقی عُمَری</a> اولین بار در <a href="https://www.backlinkapp.ir">بک لینک اپلیکیشن</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p> <br />
</p>
<div itemprop="articleBody" class="item-text">
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><strong><span style="color:#000080">خبرگزاری مهر _ گروه فرهنگ و ادب:</span></strong> محمد جواد گودینی استاد دانشگاه، همزمان سیزدهم رجب و سالروز میلاد امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع)، یادداشتی با عنوان «ستایش امام علی علیه السلام در سرودههای عبد الباقی عُمَری» نوشته که برای انتشار در اختیار مهر قرار گرفته است.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">مشروح متن اینیادداشت در ادامه میآید؛</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">عبد الباقی عُمَری فاروقی موصلی، از سرایندگان اواخر عصر عثمانی در سرزمین دجله و فرات بوده که از نسل خلیفه دوم عمر بن خطاب بوده و نسلش با ۱۶ واسطه به وی منتهی می شده و از این رو به «عُمَری فارُوقی» مشهور گردیده است. وی در سال ۱۷۹۰ میلادی (۱۲۰۴ هجری) در شهر موصل چشم به جهان گشود و به تحصیل علوم ادبی اشتغال یافت و از سوی دولت عثمانی در موصل و سپس بغداد، به کارهای حکومتی منصوب گردید و در کنار فعالیتهای سیاسی و اجتماعی، به سرودن شعر نیز همت گماشت و از ادیبان بزرگ و پرآوازه بغداد در زمانِ خود به شمار میرفت. از آنجایی که در سرودن شعر با سرعت بالا، توانا بودی، او را «الفوری» میخواندند. وی که شاعری بزرگ در سرزمین دجله و فرات بوده، در سن ۷۲ سالگی به سال ۱۸۶۲ میلادی (۱۲۷۹ هجری) در بغداد چشم از جهان فروبست.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">عبد الباقی سرودههای زیبا و دلنشینی را در ستایش اهل بیت رسالت (ع) سروده که از عمق بالایی برخوردار بوده و از تسلط سراینده بر متون دینی و روایی حکایت میکند. اخلاص و زیبایی و صفا در اشعار وی به فراوانی دیده شده و آرایه های ادبی (به ویژه تلمیح و تضمین برخی روایات و آیات قرآنی) در سرودههایش بسیار است.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">وی در سرودهای دلنشین، بارگاه آسمانی و ملکوتی امیر مؤمنان علی بن ابی طالب (ع) را تجلی گاه هیبت و بزرگی خداوند توصیف نموده که برای پناهندگان، همچون سایهای طولانی و پناهگامی مستحکم و طورِ مناجات با خداوند بی همتاست:</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">قُبَّةُ المُرتَضَی عَلیٍّ تَعَالَی / شَأنُها عَن مَوازِنٍ وَ عَدِیلِ</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">کَبُرَت فَاستَقَلَّت الفَلَکُ الدَّوّ / ارُ عَنهَا بِأن یُری بِبَدیلِ</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">جَلَّلت مَرقداً جَلِیلاً تَجَلَّت / فَوقَهُ هَیبَةُ المَلِیکِ الجلیلِ</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">فَعَلی قُبَّةِ السَّماءِ اذا مَا / فَضَّلُوهَا أقُولُ بِالتَّفضِیلِ</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">هِیَ بَاءٌ مَقلُوبَةٌ فَوقَ تِلکَ ال / نُقطَةِ المُستَحِیلةِ التَّأوِیلِ</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">هِیَ فُلکٌ بَل ما عَلَیه استَوَی الفُل / کُ وَ مِن فَوقِ لَوحِه مِن قَبِیلِ</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">هِیَ کَهفُ النَّجَاةِ طُورُ المُنَاجَا / ةِ ثَمَالُ العُفَاةِ مَأوَی الدَّخِیلِ</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">هِیَ ظِلُّ ما ضَلَّ مَن قَالَ یَوماً / بِحمَاهَا مِن تَحتِ ظلٍّ ظَلِیلِ</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">هِیَ غَمدٌ لِذِی فَقَارٍ بَطِینٍ / مِن سُیُوفِ اللهِ العَلِیِّ صَقِیلِ</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">هِیَ غَابٌ ثَوَی بِهِ أسَدُ اللهِ / عَلیٍّ بِصَدرِ أشرَفِ غِیلِ…</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">عَلَّلانِی بِذِکرِ مَن حَلَّ فِیهَا / إنَّ قَلبِی یَطِیبُ بِالتَّعلِیلِ</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">نَعتُه بِالزَّبُورِ جَاءَ وَ بِالفُر / قاَنِ بَل بِالتَّوراةِ وَ الإنجِیلِ</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">الإمامُ المُبِینَ أحصَی بِه الل / هُ جَمِیعُ الأشیاءِ فِی التَّنزِیلِ</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">هُوَ ساقِی الحَوضِ الذی لَیسَ / یَظمَأ مَن حَبَته یَدَاهُ بِالتَّنوِیلِ</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">هُوَ ذاتُ الشِّفا لِکُلِّ عَلِیلٍ / وَ شِفَاءٌ لذَاتِ کُلِّ غَلِیلِ</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">عَیلَمٌ کُلُّ قطرةٍ مِن نَداهُ / هِیَ غَیثٌ لِکُلِّ عَامٍ مَحِیلِ …</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><strong>ترجمه:</strong> «مرقدِ علی مرتضی «ع»، از داشتن همانند و هم طراز، برتر است.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">(آن قبه و بارگاه) بلند و سترگ بوده و روزگار، اِبا داشته که برای آن، همانندی دیده شود.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">آن، گنبد و بارگاهی بزرگ است که از فراز آن، هیبت و بزرگی خدایِ جلیل تجلی نموده است. (واج آوایی حرف جیم و جناس اشتقاق در واژگان جلّلت، تجلّت و الجلیل، زیبایی این بیت را دوچندان کرده است).</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">هنگامی که با بلندی آسمان برابر شود، من به برتری این بارگاه (مرقد امام علی «ع») باور دارم (و این بارگاه را از آسمان نیز بالاتر و افراشتهتر می دانم).</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">آن، حرفِ باء واژگونی است که بر بالای آن نقطهای که تأویل آن، ممکن نیست. (اشاره به حدیث مشهور امام علی «ع» که فرمود: اسرار قرآن، در (سوره) فاتحه بوده، اسرار فاتحه در بسم الله الرحمن الرحیم است، اسرار بسم الله در باء بوده و من همان نقطه زیرِ (حرف) باء هستم).</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">(این بارگاه ملکوتی) بسانِ کشتی است که بر فراز لوحِ آن، هیچ مانندی نیست.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">آن، پناهی برای نجات، طوری برای مناجات، پناهگاه افرادِ عفیف و ماوایی برای فردی است که به آن روی میآورد.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">آن، سایه کسی است که راه را گم کرده (و یا به گمراهی افتاده) و اگر (کسی) در پناهِ آن بارگاه درآید، در سایهای مُمتَد قرار گرفته (و جایی را یافته که پناهجویان را پناهی مطمئن و امن خواهد بود).</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">آن، همچون غِلافی برای شمشیر ذی الفقار بوده که (صاحب آن شمشیر)، خود شمشیری از شمشیرهای برانِ خداوند بلند مرتبه است.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">(آن مکانِ باشرافت)، بیشه ای است که شیرِ خدا (امام علی «ع») در آن و بر فراز بالاترین خانه شیران، آرمیده است…</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">مرا به دلیل یاد کردن از کسی که در این بارگاه آرمیده (امیر مؤمنان «ع»)، سرزنش میکنند؛ اما قلب من، با سرزنش خُرّم میگردد (و این سرزنشها در قلب من تأثیر منفی نداشته، بلکه مرا در کار و اندیشه ام مصممتر میسازد).</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">وصف ِ او در زبور، قرآن، بلکه در تورات و انجیل آمده (و درباره ایشان «ع»، پیامبران گذشته سخن گفته و در کتب آسمانی پیشینیان نیز یاد گردیده است).</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">او (ع) همان پیشوای روشنی است که دانشِ همه چیز در او احصا شده (و در وجودش به ودیعه نهاده شده است؛ اشاره به آیه ۱۲ سوره یس که میفرماید: همه چیز را در امامی مبین، احصا نمودهایم و برشمردیم. ذیل این آیه شریفه، مفسران گفتهاند منظور از امام مبین، حضرت علی «ع» است).</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">او (ع) همان لوح بلکه آنچه میان لوح نوشته شده میباشد و آنچه (از علم و اخبار غیبی) که میان لوح نگاشته و ثبت گردیده، نزد او وجود دارد.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">او (ع)، ساقی حوضی است که هر آن کس از بخشش و عطای او برخوردار گردد، تشنه نخواهد شد.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">او (ع) برخودار از شفا برای هر بیماری بوده (درمان و شفای هر بیماری، بدست او یافت میشود) و آبی گوارا برای هر تشنه کامی است.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">او (ع) بسان چاهی است که هر قطره از بخشش وی، بارانی است که در زمان قحطی می بارد. (تشبیه بخشش و کرم امام علی «ع» به بارانی که در روزگار قحطی و نیاز مردم، می بارد) …».</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">اثر جاودانه و بسیار مشهور او، شعری است در ستایش امام الموحدین حضرت علی بن ابی طالب (ع) که به “قصیده عَینیة” شهرت یافته و در برخی از ابیات این قصیده زیبا، چنین سروده است:</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">أنتَ العَلِیُّ الَّذی فَوقَ العُلَی رُفِعا / بِبَطنِ مَکَّةَ وَسطَ البَیتِ اذ وُضِعَا</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">وَ أنتَ حَیدَرَةُ الغَابِ الذی أسَد ال / بُرجِ السَّمَاوِی عَنهُ خَاسِئاً رَجَعا</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">وَ أنتَ بَابٌ تَعَالَی شَأنُ حَارِسه / بِغَیرِ رَاحَةِ رُوحِ القُدسِ ما قُرِعا</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">وَ أنت ذاکَ الهِزَبرُ الأنزَعُ البَطَلُ ال / ذی بِمِخلَبِه لِلشَّرکِ قَد نَزَعا</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">وَ أنتَ یَعسُوبٌ لِلمُؤمِنِینَ الی / أیِّ الجِهَاتِ انتَحَی تَلقَاهُمُ تَبَعا</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">وَ أنتَ نُقطَةُ بَاءٍ مَع تَوَحُّدِها / بِهَا جَمِیعُ الذی فِی الذِّکرِ قَد جُمِعا</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">وَ أنتَ وَ الحَقُّ یا أقضَی الأنامِ بِه / غَداً عَلَی الحَوضِ حَقَّاً تُحشَرانِ مَعا</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">وَ أنتَ صُنوُ نَبیٍّ غَیر شِرعَتِه / للأنبیاءِ إلهُ العَرشِ ما شَرَعا</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">وَ أنتَ زَوجُ ابنَةِ الهَادِی الی سَنَنٍ / مَن حَادَ عَنهُ عِداه الرُّشدُ فَانخَزَعَا…</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">وَ أنتَ رُکنٌ یُجِیرُ المُستَجِیرَ بِه / وَ أنتَ حِصنٌ لِمَن مِن دَهرِه فَزِعَا</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">وَ أنتَ عَینُ یَقِینٍ لَم یَزِده بِهِ / کَشفُ الغِطَاءِ یَقِیناً أیَةُ انقَشَعَا</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">وَ أنتَ ذُو حَسَبٍ یُعزَی الی نَسَبٍ / قَد نِیطَ فِی سَبَبٍ أوجُ العُلا قَرَعا</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">وَ أنتَ مَن فُجِعَ الدِّینُ المُبِینُ بِهِ / وَ مَن بِأولادِهِ الاسلامُ قَد فُجِعا</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">وَ أنتَ أنتَ الذی حُطَّت لَهُ قَدَمٌ / فِی مَوضِعٍ یَدُهُ الرَّحمنُ قَد وَضَعَا</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">وَ أنتَ أنتَ الذی لِلقِبلَتَینِ مَعَ ال / نَبیِّ أوَّلُ مَن صَلَّی وَ مَن رَکَعَا</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">وَ أنتَ أنتَ الذی آثَارُه ارتَفَعت / عَلَی الأثِیرِ وَ عَنهَا قَدرُهُ اتَّضَعَا</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">وَ أنتَ أنتَ الذی لله مَا فَعلا / وَ أنتَ أنتَ الذی لله مَا صَنَعا …</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><strong>ترجمه:</strong> «تو همان علی هستی که از درون مکه و میانه خانه (خدا؛ محل تولد امام علی «ع») بر فراز بلندی قرار گرفته و بالا رفتهای.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">و تو شیرِ بیشه ای هستی که شیرِ برج آسمان، (در برابر او) دور شده و باز میگردد.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">و تو دروازهای هستی که جایگاهِ نگهبانش بالاتر از آن است که روح القدس (جبرئیل) بدون اجازه به فضای آن وارد گردد.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">و تو همان شیر دلاوری و قهرمان (میادین نبرد) هستی که هر گونه شرک از دستان او کَنده شده (و بدور از هر گونه شرک است).</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">و تو پیشوای مؤمنان هستی که به هر طرف میل کنی، آنان را (مؤمنان را) پیرو خود خواهی یافت.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">و تو، نقطه بائی هستی (باء بسم الله الرحمن الرحیم) که در آن، همه قرآن جمع گردیده است. (خلاصه و چکیده معارف قرآن کریم، در وجود شما متجلی گردیده است).</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">تو و حق، ای کسی که در میان مردمان بیشترین حکم به آن (حق) را صادر نمودی، فردا در کنار حوض با یکدیگر محشور خواهید شد. (اشاره به حدیث معروف پیامبر «ص»: علی همراه حق و حق همراه علیست؛ از یکدیگر جدا نمیشوند تا در کنار حوض بر من وارد شوند).</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">و تو برادر و همتای پیامبر «ص» هستی، البته جز جایگاه پیامبری اش (و اینکه صاحب شرع و دین است) و خداوندی که صاحب عرش است، برای انبیا (ع)، چنین کسی را آشکار نساخته است. (انبیا گذشته «ع»، چنین وصی و جانشینی را نداشتهاند).</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">و تو همسرِ دخترِ کسی هستی که به راهی هدایت میکند که هر کس از آن رویگردان شود، (از مسیر رشد و هدایت) دور میگردد.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">و تو پناهی هستی که پناه جو را به خود آرام کرده (و پناه هر بی پناه و ستم دیدهای هستی) و برای کسی که در روزگارش اندوهناک است، پناهگاهی مستحکم به شمار میروی.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">و تو دیدگانی به یقین رسیده داری که اگر پردهها کنار رود، بر یقین او افزوده نمیگردد. (اشاره به حدیث مشهور امام علی «ع» که فرمود: اگر پردهها کنار رود، بر یقینم افزوده نمیگردد).</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">و تو دارای نسبی شریف بوده و به خاندانی انتساب داری که به پیوندی متصل هستی که اوج بلندی و بزرگی نیز از آن خالی بوده (و بالاترین درجات بلندی و رفعت نیز به تو دست نخواهد یافت).</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">و تو کسی هستی که به خاطر او دینِ آشکار (اسلام) گرفتار اندوهی بزرگ شده (با شهادت او) و (با شهادت فرزندانش)، اسلام دچار مصیبت گردیده است. (چرا که او فرزندانش، ستونهای دین بوده و با شهادتشان، دین اسلام دچار آسیب شده و ستونهایش شکسته گردیده است).</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">و تو کسی هستی که بر جایی قدم نهادی که خداوند دستِ عنایت خویش را در آنجا قرار داده است. (اشاره به بالا رفتن امام علی «ع» از شانه پیامبر «ع» در روز فتح مکه و شکستن بتها از سوی ایشان که بر شانه رسول خدا «ص»، پای نهاد؛ کسی که خاتم پیامبران «ع» بوده و مورد لطف و عنایت ویژه خداوند جهانیان است).</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">و تو همراه با رسول خدا (ص)، نخستین کسی هستی که بر دو قبله (مسجد الاقصی و مسجد الحرام) نماز خواندی و رکوع به جای آوردی. (اشاره به روایات بی شمار شیعه و بسیاری از اهل سنت که امام علی «ع» را نخستین مسلمان از میان مردان دانسته که همراه با پیامبر «ص» نماز به جای آورده است).</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">و تو همان کسی هستی که آثار و کردارهای نیک و پسندیدهات بالا رفته و از آن، جایگاهت روشن و آشکار میگردد. (مقام و منزلت شما از کردار و اثرهای نیکی که برجای نهادی، پیداست).</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">و تو همانی که آنچه انجام دادهای و ساختی، برای خدا بوده است. (کارها، تلاشها، مجاهدتها و کردارت همگی برای خدا و کسب خشنودی پروردگار بوده است) …».</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">عبدالباقی فرزند سلمان بن احمد عُمَری از چهرههای ادبی اهل سنت در پایان دوران عثمانی در سرزمین عراق بوده و از وی سرودههای پرمعنا و جانفزایی برجای مانده که عمق ارادت، دلدادگی و محبت خود را به ساحت مقدسِ امام علی بن ابی طالب (ع) و دیگر پیشوایان دین (ع) اعلام نموده و اثر مشهورش نیز «الباقیات الصالحات» نام داشته که در زیبایی، بلاغت و ساختار ادبی، کم نظیر است. پرآوازهترین سروده وی نیز «قصیده عینیه» او بوده که در ستایش حضرت علی بن ابی طالب (ع) سروده و از دلپذیرترین اشعار آئینی در ادب عربیِ آن روزگار محسوب شده و قدرتِ شعری و قریحه ادبی وی از این قصیده دلپذیر و خواندنی، کاملاً آشکار میگردد و با بهره گیری از آموزههای دینی، آیات قرآنی و نکتههای تاریخی و روایی سروده شده است. این دیوان شعری با محبت خالصانه، شیفتگی و دلدادگی به اولیای الهی سروده شده و اشعارش خواندنی و دلچسب بوده و اثر عمیقی بر جان انسانِ خواننده برجای می نهد. خداوند بی همتا، روح شاعر را قرین رحمت واسعه خود قرار دهد.</p>
</p></div>
<p><br />
<br />منیع: خبرگزاری مهر</p>
<p>نوشته <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d8%b3%d8%aa%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b9-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d8%a8%d8%af-%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%a7/">ستایش امام علی (ع) در سرودههای عبد الباقی عُمَری</a> اولین بار در <a href="https://www.backlinkapp.ir">بک لینک اپلیکیشن</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title>روایت بیتعارف “ننه علی” از روزهای جنگ</title>
<link>https://www.backlinkapp.ir/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1%d9%81-%d9%86%d9%86%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d9%86%da%af/</link>
<dc:creator><![CDATA[استاندارد وب ایران]]></dc:creator>
<pubDate>Sat, 30 Aug 2025 12:14:28 +0000</pubDate>
<category><![CDATA[کتاب]]></category>
<category><![CDATA[اخبار ادبیات و نشر]]></category>
<guid isPermaLink="false">https://www.backlinkapp.ir/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1%d9%81-%d9%86%d9%86%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d9%86%da%af/</guid>
<description><![CDATA[<p>به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، “قصه ننه علی” از آن کتابهای خواندنی جنگ است که ماجرای دو فرزند از یک خانواده شهید را به تصویر میکشد. مرتضی اسدی، نویسنده، در این اثر به سراغ مادر شهیدان علی و امیر شاهآبادی رفته و با او گفتوگو کرده است. کتاب با محوریت شخصیت این دو شهید … <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1%d9%81-%d9%86%d9%86%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d9%86%da%af/" class="more-link">ادامه خواندن <span class="screen-reader-text">روایت بیتعارف “ننه علی” از روزهای جنگ</span></a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1%d9%81-%d9%86%d9%86%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d9%86%da%af/">روایت بیتعارف “ننه علی” از روزهای جنگ</a> اولین بار در <a href="https://www.backlinkapp.ir">بک لینک اپلیکیشن</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p> <br />
</p>
<div data-readmoretitle="بیشتر بخوانید">
<p>به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، “قصه ننه علی” از آن کتابهای خواندنی جنگ است که ماجرای دو فرزند از یک خانواده شهید را به تصویر میکشد. مرتضی اسدی، نویسنده، در این اثر به سراغ مادر شهیدان علی و امیر شاهآبادی رفته و با او گفتوگو کرده است. </p>
<p>کتاب با محوریت شخصیت این دو شهید نوشته شده، اما ما در سطر به سطر کتاب با شخصیت مادری مواجه هستیم که علیرغم سختیهای فراوان، سعی دارد سایه مادری را از سر فرزندانش کم نکند و در کشاکش زندگی، پناه فرزندانش باشد. </p>
<p>شاید خیلی از ما عکس شهید علی شاهآبادی را بارها و بارها دیده باشیم، چهره آرامی در قاب تصویر نشسته؛ گویی به خواب رفته است. در حالی که این عکس تنها دقایقی پس از شهادت او و همرزمش، عباس حصیبی، در سومین روز از عملیات کربلای 5، زمانی که نیروهای ایرانی تحت محاصره شدید نیروهای عراقی بودند، توسط رضا احمدی، یکی از نیروها، گرفته شد. </p>
<p style="text-align:center"><img decoding="async" src="https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1404/02/29/1404022911581188432895974.jpg" alt="کتاب , ادبیات دفاع مقدس , شهید , "/></p>
<p> </p>
<p>کتاب “قصه ننه علی” در روایت بیتعارف است و مصلحتاندیشیهای معمول را ندارد که باعث حذف برخی از خاطرات میشود؛ و همین نکته کتاب را با بسیاری از آثار مشابه متمایز میکند. نویسنده به خوبی توانسته فضایی را که فرزندان در آن رشد کردهاند به تصویر بکشد و نشان دهد که زندگی شهدا، چنانکه تصور میشود، ایدهآل نبوده و آنها با وجود چالشهای مختلف از نظر معنوی به این درجه رسیدهاند. </p>
<p>در معرفی این اثر آمده است: در کتاب قصه ننه علی داستان زندگی دخترکی کم سن و سال را که برای کمک به معیشت خانواده پا به پای مادرش کار کرد و رشد یافت را میخوانیم. این دختر در سن پایین به خانهٔ بخت رفت. ازدواج زهرا برایش زندگی راحتی به ارمغان نیاورد. همسر زهرا مردی تندخو بود که هر حرف و رفتار زهرا را که به مذاقش خوش نمیآمد با کتک جواب میداد.</p>
<p>سالها گذشت و زهرا مادر چند فرزند بود. دوتا از فرزندان پسر زهرا، به نامهای علی و امیر قصد حضور در جبهه را داشتند و برای کسب رضایت پدر دست به دامان مادر شدند. زهرا برای اجابت خواستهٔ فرزندانش با ترفندهای زنانه و قربان صدقه رفتن پا پیش میگذاشت و با کتک جواب میگرفت؛ اما با اصرار زیاد و تحمل سختیهای این مسیر بالاخره موفق شد تا مجوز بهشت را برای فرزندانش بگیرد؛ و حالا او مادر دو شهید و مورد احترام یک ملت است و بسیاری از مردم او را ستایش میکنند.</p>
<p>هجدمین چاپ از کتاب “قصه ننه علی” به کوشش انتشارات حماسه یاران در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است. </p>
<p>انتهای پیام/</p>
</div>
<p><br />
<br />منبع: خبرگزاری تسنیم</p>
<p>نوشته <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1%d9%81-%d9%86%d9%86%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d9%86%da%af/">روایت بیتعارف “ننه علی” از روزهای جنگ</a> اولین بار در <a href="https://www.backlinkapp.ir">بک لینک اپلیکیشن</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title>کرّار بود نه فرار و مَثلش، مَثل سوره قلهوالله؛ علی (ع) در کلام اهل سنت</title>
<link>https://www.backlinkapp.ir/%da%a9%d8%b1%d9%91%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d9%88%d8%af-%d9%86%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%d9%85%d9%8e%d8%ab%d9%84%d8%b4%d8%8c-%d9%85%d9%8e%d8%ab%d9%84-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%82%d9%84/</link>
<dc:creator><![CDATA[استاندارد وب ایران]]></dc:creator>
<pubDate>Thu, 28 Aug 2025 12:49:53 +0000</pubDate>
<category><![CDATA[کتاب]]></category>
<category><![CDATA[امام علی(ع)]]></category>
<category><![CDATA[امیرالمومنین(ع)]]></category>
<category><![CDATA[انتشارات کتاب جمکران]]></category>
<category><![CDATA[اهل سنت]]></category>
<category><![CDATA[روز پدر]]></category>
<category><![CDATA[میلاد امام علی(ع)]]></category>
<category><![CDATA[وحدت شیعه و سنی]]></category>
<guid isPermaLink="false">https://www.backlinkapp.ir/%da%a9%d8%b1%d9%91%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d9%88%d8%af-%d9%86%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%d9%85%d9%8e%d8%ab%d9%84%d8%b4%d8%8c-%d9%85%d9%8e%d8%ab%d9%84-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%82%d9%84/</guid>
<description><![CDATA[<p>خبرگزاری مهر _ گروه فرهنگ و ادب: کتاب «مسیح اسلام؛ داستانهایی از فضائل امام علی (ع) در منابع اهل سنت» اثر علی قهرمانی سال ۱۴۰۰ توسط انتشارات کتاب جمکران وارد بازار نشر شد و طی ۱۰ روز به چاپ هشتم رسید. اینکتاب که مولفش برای نوشتن آن، بیش از ۳۰۰ منبع تاریخی و حدیثی اهل … <a href="https://www.backlinkapp.ir/%da%a9%d8%b1%d9%91%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d9%88%d8%af-%d9%86%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%d9%85%d9%8e%d8%ab%d9%84%d8%b4%d8%8c-%d9%85%d9%8e%d8%ab%d9%84-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%82%d9%84/" class="more-link">ادامه خواندن <span class="screen-reader-text">کرّار بود نه فرار و مَثلش، مَثل سوره قلهوالله؛ علی (ع) در کلام اهل سنت</span></a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.backlinkapp.ir/%da%a9%d8%b1%d9%91%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d9%88%d8%af-%d9%86%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%d9%85%d9%8e%d8%ab%d9%84%d8%b4%d8%8c-%d9%85%d9%8e%d8%ab%d9%84-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%82%d9%84/">کرّار بود نه فرار و مَثلش، مَثل سوره قلهوالله؛ علی (ع) در کلام اهل سنت</a> اولین بار در <a href="https://www.backlinkapp.ir">بک لینک اپلیکیشن</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p> <br />
</p>
<div itemprop="articleBody" class="item-text">
<p style="text-align:justify"><strong><span style="color:#000080">خبرگزاری مهر _ گروه فرهنگ و ادب:</span></strong> کتاب «مسیح اسلام؛ داستانهایی از فضائل امام علی (ع) در منابع اهل سنت» اثر علی قهرمانی سال ۱۴۰۰ توسط انتشارات کتاب جمکران وارد بازار نشر شد و طی ۱۰ روز به چاپ هشتم رسید. اینکتاب که مولفش برای نوشتن آن، بیش از ۳۰۰ منبع تاریخی و حدیثی اهل سنت را مطالعه و بررسی کرده، در حال حاضر با نوبت چاپ نوزدهم با شمارگان ۱۰ هزار نسخه در بازار نشر حضور دارد.</p>
<p style="text-align:justify">علی قهرمانی، پیش از اینکتاب، اثر دیگری درباره شخصیت حضرت فاطمه زهرا (س) نوشت که با عنوان «فاطمه علی است» توسط همینناشر چاپ شد. «مسیح اسلام» نیز با رویکرد همانکتاب اول نوشته شد و به خردهروایتهای داستانی اختصاص دارد که بازه زمانیاش از ۱۳ سالگی علی (ع) که به جانشینی پیامبر (ص) انتخاب میشود، تا ۲۰ سال بعد یعنی حجهالوداع و واقعه غدیر خم امتداد دارد.</p>
<p style="text-align:justify">نویسنده کتاب پیشرو در مقدمه آن میگوید: «پژوهش مطالب اینکتاب بهطور ناپیوسته بیش از ۱۰ سال طول کشید و بنا بر آن بود که داستان به متن وفادار باشد. در اندک مواردی که روایت، هیچزمینه و فضای داستانی نداشت، با مراجعه به تاریخ و منابع فریقین تلاش شد سقف خیال در داستانپردازیها نیز بالاتر از کشش روایت مذکور نباشد.»</p>
<p style="text-align:justify">داستانهای کتاب پیشرو در ۵ فصل تدوین شدهاند که عبارتاند از: «خورشید مکه»، «آفتاب مدینه»، «طلوع در غدیر»، «خورشید خانهنشین» و «در جستجوی آفتاب»</p>
<p style="text-align:justify">در ادامه به بهانه سالروز میلاد امیرالمومنین (ع)، <strong>۱۰ فراز</strong> از داستانهای «مسیح اسلام» را میخوانیم؛</p>
<p style="text-align:justify"><span style="color:#000080"><strong>قدم از قدم برنداشت</strong></span></p>
<p style="text-align:justify">بانگ هجرت که نواخته شد، تازهمسلمانها دستهدسته و پنهانی راهی یثرب شدند. مکه دیگر جای زندگی نبود، همهشان گرچه صبور بودند و ساکت، اما شکنجههای گاه و بیگاه کفار و آزار مشرکان امانی برای مومنان نگذاشته بود. درست در همین شرایط از جایی که گمانش را هم نمیبردند خدا درِ گشایشی برایشان باز کرد؛ بیعت شبانه اهالی یثرب همهچیز را دگرگون ساخت، پیامبر تا همه را نفرستاد خودش راهی نشد. وقتی هم هجرت را آغاز کرد، در قبا ماند و وارد شهر نشد.</p>
<p style="text-align:justify">همه دلهای شهر برای نبی میتپید و دل پیامبر برای علی (ع). جانشین پیامبر در مکه ماند تا در نبوتش امانتهای مانده پیش رسول خدا را به صاحبانشان برگرداند و کارهای نیمهتمام پیامبر را به سامانی برساند.</p>
<p style="text-align:justify">تا علی نیامد، نبی قدم از قدم برنداشت، تا همه بفهمند ارزش علی را برای نبی و جایگاهش را.</p>
<p style="text-align:justify"><strong><span style="color:#000080">خشونت در راه خدا</span></strong></p>
<p style="text-align:justify">از نبرد یمن که برمیگشتند علی جلوتر رفت. رفت تا رسول خدا را ببیند و اخبار پیروزی سپاه اسلام را داغ داغ تقدیم کند.</p>
<p style="text-align:justify">علی که رفت باقیماندهها، هرچه پارچه و لباس غنیمتی بود پوشیدند. علی اما خیلی زود برگشت و هرچه را هرکه تصرف کرده بود به زور پس گرفت.</p>
<p style="text-align:justify">زورشان به علی نرسید، اما شکایت پیش رسول خدا بردند و شکوهای طولانی سر دادند.</p>
<p style="text-align:justify">«از علی پیش من گله و شکایت نکنید. زیرا اگر خشونتی نشان داده، حتما برای خدا بوده و بس.»</p>
<p style="text-align:justify"><strong><span style="color:#000080">کرار بود نه فرار</span></strong></p>
<p style="text-align:justify">زرهی که بر تن داشت، پشت نداشت، چون در قاموسش نه شکست را میتوانستی پیدا کنی، نه پشت کردن به دشمن و نه فرار از میدان نبرد. سپر را خرج عروسی کرد و جای آن پرچم فرماندهی سپاه را به دست گرفت؛ دلاوری که خدا از او راضی بود و او هم از خدا، هرجا بود فتح و ظفر با او بود و از هیچ جنگی برنگشت مگر با پیروزی.</p>
<p style="text-align:justify">کسی به میدان مبارزه با او نرفت مگر آنکه در بازگشت جانش را جا گذاشته بود. شمشیر که به دست میگرفت از چپ و راست میگریختند. زیرا جبرئیل دست راستش بود و میکائیل دست چپش. فرار میکردند و میگفتند: «فرشته مرگ جایی در پشت شمشیر علی است.»</p>
<p style="text-align:justify"><strong><span style="color:#000080">غدیر به روایت ذهبی</span></strong></p>
<p style="text-align:justify">کتاب را از قفسه بیرون کشید و پیش رویش گذاشت. ورق به ورق و سطر به سطر شروع کرد به خواندن. کتاب اول که تمام کرد کناری گذاشت و کتاب دوم را به دست گرفت. تورقی کرد و مروری؛ همه مطالب مرتبط و در راستای کتاب قبلی بود. کتابهای سوم و چهارم هم همینطور. دانست اینها جلدهایی از یککتاب هستند و پیرامون حقیقتی واحد به نگارش درآمدند.</p>
<p style="text-align:justify">«محمد ذهبی» محدثی نامآشنا، تاریخنگاری برجسته و سیرهنویسی توانا و آشنا به رجال بود. میدانست جمعآوری چنین گنج گرانبهایی چقدر سخت است و طاقتفرسا. نمیتوانست تحسین و تقدیر خود را از اینکار بزرگ پنهان کند. دست به قلم برد و حال خود را پس از خوندن اینکتاب اینطور نوشت:</p>
<p style="text-align:justify">«محمد بن جریر طبری روایات غدیر خم را در چهارجلد گردآوری کرده است. من بخشی از آن را دیدم و جلدی از آن را خواندم. از گستردگی روایات غدیر شگفتزده شدم و فراوانی اینروایات مرا مات و مبهوت ساخت. آنجا بود که یقین کردم ایناتفاق ناب رخ داده است.»</p>
<p style="text-align:justify"><strong><span style="color:#000080">تو هم شنیدهای؟</span></strong></p>
<p style="text-align:justify">در روزگاری زندگی میکرد که سینهها جام کینهها بود؛ دورانی که هیچخطیب و منبری بیلعن علی از منبر پایین نمیآمد. حدیثی عجیب اما ناب سعید بن مسیب را آواره کوه و بیابان و راهی راه دانایی کرده بود.</p>
<p style="text-align:justify">پیش پسر ابیوقاص که رسید، روایت را که چون گنجی گرانبها پنهان کرده بود بیرون آورد. حدیث منزلت را برای سعد خواند. گفت: «تو رسول خدا را درک کردهای. آیا چنین حدیثی از او شنیدهای؟!»</p>
<p style="text-align:justify">با حرف و خنده سعد، چشمهای از تعجب گردشدهاش، داشت از حدقه بیرون میزد:</p>
<p style="text-align:justify">«آری، نه یکبار و دوبار. این حرفی بود که رسول خدا مدام تکرار میکرد و در هر مناسبتی رو به علی (ع) میفرمود: نسبت تو به من مانند نسبت هارون است به موسی، مگر آنکه پس از من پیامبری نیست.»</p>
<p style="text-align:justify"><strong><span style="color:#000080">قرآن با علی است</span></strong></p>
<p style="text-align:justify">«دیدن عایشه روی آن ناقه بزرگ و با ابهت دلم را بهسوی او میکشاند، اما لحظههای اذان ظهر بود که خدا آرامشی عجیب به دلم انداخت و مرا در رکاب علی ثابتقدم ساخت.»</p>
<p style="text-align:justify">امسلمه از او پرسیده بود: «دل تو کجا سیر میکرد، آنگاه که دلها بهسوی جایگاه و منطقه پرواز خود میشتافتند؟»</p>
<p style="text-align:justify">آزادشده دست ابوذر با تواضع زانو زده بود و در تمام طول صحبت با همسر رسول خدا به نشانه احترام سر به زمین افکنده بود. گفت: «ای امالمومنین به خدا سوگند نیامدهام تا چیزی بخورم و بیاشامم. خوب میدانی که آمدهام تا پردههای شک را از حجره قلبم بگیری.»</p>
<p style="text-align:justify">لبخند رضایت لبهای امالمومنین نشانه تایید او بود. با تبسم گفت: «از رسول خدا (ص) شنیدم که میفرمود: علی (ع) همراه قرآن است و قرآن نیز همراه علی (ع). هرگز علی (ع) از قرآن و قرآن از علی (ع) جدا نمیشوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.»</p>
<p style="text-align:justify"><strong><span style="color:#000080">از زبان ابوذر</span></strong></p>
<p style="text-align:justify">مفسری به نام بود و محدثی مشهور. روزی گذرش به زمزم افتاد. نزدیک چاه قصد استراحت کرد. تا نشست حلقهای از جمعیت او را چون نگینی در بر گرفت. جماعتی اینچنین مشتاق او را سر ذوق آورد و خستگی فراموشش شد.</p>
<p style="text-align:justify">بهترین هدیهای که برای اینجمع باصفا داشت، احادیثی ناب بود که خودش از پیامبر خدا شنیده بود.</p>
<p style="text-align:justify">بهترین آنها روایتهایی از فضیلتهای پسر ابوطالب. عبدالله میگفت و مردی ناشناس از میان جمع او را تایید میکرد. مردی که با پارچه انتهای عمامهاش، صورتش را پوشانده بود.</p>
<p style="text-align:justify">جان عبدالله مالامال شد از شوق شناخت آن مرد ناشناس اما آشنای به حقایق.</p>
<p style="text-align:justify">پسر عباس دیگر طاقت نیاورد. قسمش داد که خودش را معرفی کند. مرد، پارچه از صورت برگرفت و گفت: «من جندب، پسر جناده هستم؛ معروف به ابوذر غفاری. از یاریکنندگان رسول خدا (ص) در جنگ بدر. با دو گوشم از دو لب رسول خدا شنیدم که میفرمود: «علی پیشوای نیکوکاران و کشنده کافران است، هرکه او را یاری کند پیروز است و آنکه او را خوار نماید ذلیل و بیچاره.»</p>
<p style="text-align:justify"><span style="color:#000080"><strong>اللهم وال من والاه</strong></span></p>
<p style="text-align:justify">هنوز سینههایی از کینه لبریز بود؛ دلهایی که از کشتهشدن اقوام مشرکشان به دست علی در جنگها آتشی روشن داشت و آدمهای کوچکی که بزرگی علی را تاب نمیآوردند.</p>
<p style="text-align:justify">آتش کینهای و دامنه حسادتی که از ایندلها و سینهها زبانه میکشید، میتوانست غیر خودشان، جامعهای را بسوزاند.</p>
<p style="text-align:justify">هرچه گفت اینانتصاب از جانب خداست دلهاشان اما گنجایش پذیرش علی را نداشت.</p>
<p style="text-align:justify">حرفش را جور دیگری زد تا بهانه را از بهانهجوها بگیرد. دست به آسمان مناجات برداشت. دعا کرد و نفرین؛ علی و دوستانش را دعا کرد و دشمنانش را نفرین.</p>
<p style="text-align:justify">«خدایا دوست بدار هرکه را علی را دوست دارد و دشمن باش با هرکه با او دشمن است. یاری کن هرکه او را یاری کند و خوار گردان هرکه خواری او را بخواهد…»</p>
<p style="text-align:justify"><strong><span style="color:#000080">زینو مجالسکم بذکر علی (ع)</span></strong></p>
<p style="text-align:justify">از کوچه پس کوچههای خاکی گذشتند. انتهای کوچه آخر، خانه یکی از همسران پیامبر خدا بود.</p>
<p style="text-align:justify">خوشحال بودند که پس از حج، توفیق زیارت مزار رسول خدا نصیبشان شده و حالا فرصتی برای فیضبردن دارند.</p>
<p style="text-align:justify">وقتی در خانه عایشه رسیدند جمع فراوان دیگری از حاجیها را دیدند که به خانه او آمدهاند.</p>
<p style="text-align:justify">از نگاهها شراره اشتیاق میبارید و عطش دانستن را در چهره تکتکشان میشد دید. بیتابی و ازدحام جمعیت منتظر، عایشه را به سخن وا داشت. گفت: «چیزی را میگویم که پیامبر خدا بسیار به آن توصیه میکرد: «زینوا مجالسکم بذکر علی (ع). در دورهمیها، زینت مجالستان ذکر علی باشد.»</p>
<p style="text-align:justify"><strong><span style="color:#000080">مَثل سوره قلهوالله</span></strong></p>
<p style="text-align:justify">«مَثل علی در میان امت، مانند مَثل قل هوالله است در میان سورههای قرآن.»</p>
<p style="text-align:justify">اینجمله غوغایی برپا کرد در جمع حلقه محبان. برخی حیران شدند و جمعی شیدا. هرکس حرفی میزد و به قدر فهم خود تفسیری میکرد.</p>
<p style="text-align:justify">اجازه نداد دلها و زبانها بیش از این به بیراهه بروند و گمانهای بیهوده برند.</p>
<p style="text-align:justify">به ثواب خواندن سوره توحید اشاره کرد. گفت: «هرکه در قلبش علی را دوست داشته باشد، یکسوم ثواب امت را از آن خود کرده است. اگر محبت علی از دلش جوشید و بر زبانش جاری شد، ثلث دیگر اینثواب را به چنگ آورده و اگر محبت قلبی و اقرار زبانی را با رفتار و کردارش کامل کند، معادل تمام ثواب امت اسلام را به او میدهند.»</p>
<p style="text-align:justify">
</p></div>
<p><br />
<br />منیع: خبرگزاری مهر</p>
<p>نوشته <a href="https://www.backlinkapp.ir/%da%a9%d8%b1%d9%91%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d9%88%d8%af-%d9%86%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%d9%85%d9%8e%d8%ab%d9%84%d8%b4%d8%8c-%d9%85%d9%8e%d8%ab%d9%84-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%82%d9%84/">کرّار بود نه فرار و مَثلش، مَثل سوره قلهوالله؛ علی (ع) در کلام اهل سنت</a> اولین بار در <a href="https://www.backlinkapp.ir">بک لینک اپلیکیشن</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title>احوال حج/از مدینهتااُحُد؛ با قدمهای زهرا و دردانههایش(ع)</title>
<link>https://www.backlinkapp.ir/%d8%a7%d8%ad%d9%88%d8%a7%d9%84-%d8%ad%d8%ac-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%af%db%8c%d9%86%d9%87%d8%aa%d8%a7%d8%a7%d9%8f%d8%ad%d9%8f%d8%af%d8%9b-%d8%a8%d8%a7-%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87%d8%a7/</link>
<dc:creator><![CDATA[استاندارد وب ایران]]></dc:creator>
<pubDate>Wed, 27 Aug 2025 12:13:29 +0000</pubDate>
<category><![CDATA[کتاب]]></category>
<category><![CDATA[اخبار اخبار حج و زیارت]]></category>
<guid isPermaLink="false">https://www.backlinkapp.ir/%d8%a7%d8%ad%d9%88%d8%a7%d9%84-%d8%ad%d8%ac-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%af%db%8c%d9%86%d9%87%d8%aa%d8%a7%d8%a7%d9%8f%d8%ad%d9%8f%d8%af%d8%9b-%d8%a8%d8%a7-%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87%d8%a7/</guid>
<description><![CDATA[<p>به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حامد عسکری نویسنده کتاب “خال سیاه عربی” در ادامه روایت خود از سفر حج و نگارش سفرنامهاش گفت: اگر مشرّف شدید مکه و مدینه، همت کنید کم بخوابید، شبها شروع کنید قدم زدن؛ بالاخره در این هزاران قدمی که میروی یکی از قدمها بر قدم رسولالله، امیرالمؤمنین، حضرت زهرا، امام … <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d8%a7%d8%ad%d9%88%d8%a7%d9%84-%d8%ad%d8%ac-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%af%db%8c%d9%86%d9%87%d8%aa%d8%a7%d8%a7%d9%8f%d8%ad%d9%8f%d8%af%d8%9b-%d8%a8%d8%a7-%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87%d8%a7/" class="more-link">ادامه خواندن <span class="screen-reader-text">احوال حج/از مدینهتااُحُد؛ با قدمهای زهرا و دردانههایش(ع)</span></a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d8%a7%d8%ad%d9%88%d8%a7%d9%84-%d8%ad%d8%ac-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%af%db%8c%d9%86%d9%87%d8%aa%d8%a7%d8%a7%d9%8f%d8%ad%d9%8f%d8%af%d8%9b-%d8%a8%d8%a7-%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87%d8%a7/">احوال حج/از مدینهتااُحُد؛ با قدمهای زهرا و دردانههایش(ع)</a> اولین بار در <a href="https://www.backlinkapp.ir">بک لینک اپلیکیشن</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p> <br />
</p>
<div data-readmoretitle="بیشتر بخوانید">
<p style="text-align:justify">به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حامد عسکری نویسنده کتاب “خال سیاه عربی” در ادامه روایت خود از سفر حج و نگارش سفرنامهاش گفت:</p>
<p style="text-align:justify">اگر مشرّف شدید مکه و مدینه، همت کنید کم بخوابید، شبها شروع کنید قدم زدن؛ بالاخره در این هزاران قدمی که میروی یکی از قدمها بر قدم رسولالله، امیرالمؤمنین، حضرت زهرا، امام رضا و حجةبن الحسن علیهم السّلام منطبق میشود.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">اگر مشرّف شدید مدینه، یک بار تا کوه احد پیاده بروید، بلوار حمزه سیدالشهدا همان مسیری بوده است که حضرت صدیقه هر روز دست دو آقازادهاش(ع) را میگرفته و میرفته آنجا گریه میکرده است.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">یک بار که قدمهایتان منطبق شود بس است و میفهمید چقدر نسخه اسلام شیعی، نسخه درستی است و چقدر دلارهای نفتی ممکنه تو را پوچ کند و برساند در تناقضی که حوله، حوله احرام است ولی باورت نمیشود جهان سرمایهداری حوله احرام میزند با برند دلچهگابانا، آدیداس، نایک، ورساچی و یکی بخر سه تا ببر و طرح تعویض و مسخرهبازیهایی از این دست.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">اگر حاجی هستی و این فیلم را در مکه میبینی؛ در ترافیکهای مکه و بوقزدن اتوبوسها در تونلهای منتهی به شعب ابیطالب منطقه عزیزیه یاد من بیفت یا اگر در خانهات هستی و این فیلم را میبینی و دلت حج میخواهد الهی خدا بهزودی نصیبت کنه؛ ولش کن اذیتتون نکنم…</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"> </p>
<p> </p>
<p>.</p>
<p>انتهای پیام/+</p>
</div>
<p><br />
<br />منبع: خبرگزاری تسنیم</p>
<p>نوشته <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d8%a7%d8%ad%d9%88%d8%a7%d9%84-%d8%ad%d8%ac-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%af%db%8c%d9%86%d9%87%d8%aa%d8%a7%d8%a7%d9%8f%d8%ad%d9%8f%d8%af%d8%9b-%d8%a8%d8%a7-%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87%d8%a7/">احوال حج/از مدینهتااُحُد؛ با قدمهای زهرا و دردانههایش(ع)</a> اولین بار در <a href="https://www.backlinkapp.ir">بک لینک اپلیکیشن</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title>بی سؤال و جواب میبخشد، پدرم بیحساب میبخشد</title>
<link>https://www.backlinkapp.ir/%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a4%d8%a7%d9%84-%d9%88-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d9%85%db%8c%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d8%af%d8%8c-%d9%be%d8%af%d8%b1%d9%85-%d8%a8%db%8c%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8-%d9%85/</link>
<dc:creator><![CDATA[استاندارد وب ایران]]></dc:creator>
<pubDate>Tue, 26 Aug 2025 12:47:54 +0000</pubDate>
<category><![CDATA[کتاب]]></category>
<category><![CDATA[امام علی(ع)]]></category>
<category><![CDATA[روز پدر]]></category>
<category><![CDATA[شعر]]></category>
<category><![CDATA[شعر آئینی]]></category>
<category><![CDATA[محمد حسین مهدویان]]></category>
<category><![CDATA[ولادت امام علی(ع)]]></category>
<guid isPermaLink="false">https://www.backlinkapp.ir/%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a4%d8%a7%d9%84-%d9%88-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d9%85%db%8c%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d8%af%d8%8c-%d9%be%d8%af%d8%b1%d9%85-%d8%a8%db%8c%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8-%d9%85/</guid>
<description><![CDATA[<p>به گزارش خبرنگار مهر، محمدحسین مهدویان شاعر جوان و طنزپرداز، شعر تازهای به مناسبت ولادت امیرالمومنین (ع) و برای روز پدر سروده که برای انتشار در اختیار خبرگزاری مهر قرار گرفته است. مهدویان در ابتدای شعرش نوشته «تقدیم به همه پدران زحمتکش میهنم که برای کسب روزی حلال تلاش میکنند». این غزل را در ادامه … <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a4%d8%a7%d9%84-%d9%88-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d9%85%db%8c%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d8%af%d8%8c-%d9%be%d8%af%d8%b1%d9%85-%d8%a8%db%8c%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8-%d9%85/" class="more-link">ادامه خواندن <span class="screen-reader-text">بی سؤال و جواب میبخشد، پدرم بیحساب میبخشد</span></a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a4%d8%a7%d9%84-%d9%88-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d9%85%db%8c%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d8%af%d8%8c-%d9%be%d8%af%d8%b1%d9%85-%d8%a8%db%8c%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8-%d9%85/">بی سؤال و جواب میبخشد، پدرم بیحساب میبخشد</a> اولین بار در <a href="https://www.backlinkapp.ir">بک لینک اپلیکیشن</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p> <br />
</p>
<div itemprop="articleBody" class="item-text">
<p style="text-align:justify">به گزارش خبرنگار مهر، محمدحسین مهدویان شاعر جوان و طنزپرداز، شعر تازهای به مناسبت ولادت امیرالمومنین (ع) و برای روز پدر سروده که برای انتشار در اختیار خبرگزاری مهر قرار گرفته است.</p>
<p style="text-align:justify">مهدویان در ابتدای شعرش نوشته «تقدیم به همه پدران زحمتکش میهنم که برای کسب روزی حلال تلاش میکنند».</p>
<p style="text-align:justify">این <strong>غزل</strong> را در ادامه میخوانیم؛</p>
<p style="text-align:justify">*</p>
<p style="text-align:justify">کنج دکّان خود نشسته پدر، مینویسد حساب سالش را</p>
<p style="text-align:justify">تا دوباره کنار بگذارد، سهم خمس و زکات مالش را </p>
<p style="text-align:justify">کاسب مورد وثوق محل، با توکل، بدون دوز و دغل</p>
<p style="text-align:justify">میگذارد میان سفره خود، سالها لقمه حلالش را </p>
<p style="text-align:justify">گرچه در طول زندگی گهگاه در بساطش نبوده غیر از آه</p>
<p style="text-align:justify">هیچگاه از حساب خمس و زکات، جا نینداخت یک ریالش را </p>
<p style="text-align:justify">بی سؤال و جواب میبخشد، پدرم بیحساب میبخشد</p>
<p style="text-align:justify">او که تنها کمک به خلقُالله خوب کرده همیشه حالش را </p>
<p style="text-align:justify">مثل رودی روان و در حرکت، مثل باران لطیف و پر برکت</p>
<p style="text-align:justify">میستایم همیشه در شعرم، روح بخشنده و زلالش را</p>
</p></div>
<p><br />
<br />منیع: خبرگزاری مهر</p>
<p>نوشته <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a4%d8%a7%d9%84-%d9%88-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d9%85%db%8c%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d8%af%d8%8c-%d9%be%d8%af%d8%b1%d9%85-%d8%a8%db%8c%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8-%d9%85/">بی سؤال و جواب میبخشد، پدرم بیحساب میبخشد</a> اولین بار در <a href="https://www.backlinkapp.ir">بک لینک اپلیکیشن</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title>سرور غالب امیرالمؤمنین حیدر علی (ع)؛ در شعر وحشی بافقی</title>
<link>https://www.backlinkapp.ir/%d8%b3%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d8%ba%d8%a7%d9%84%d8%a8-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%a4%d9%85%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%b1-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b9%d8%9b-%d8%af%d8%b1/</link>
<dc:creator><![CDATA[استاندارد وب ایران]]></dc:creator>
<pubDate>Sun, 24 Aug 2025 12:45:32 +0000</pubDate>
<category><![CDATA[کتاب]]></category>
<category><![CDATA[امام حسین(ع)]]></category>
<category><![CDATA[امام رضا(ع)]]></category>
<category><![CDATA[امام علی(ع)]]></category>
<category><![CDATA[امیرالمومنین(ع)]]></category>
<category><![CDATA[ایران]]></category>
<category><![CDATA[بافق یزد]]></category>
<category><![CDATA[شاه نجف در شعر فارسی]]></category>
<category><![CDATA[شیعه]]></category>
<category><![CDATA[هندوستان]]></category>
<category><![CDATA[یزد]]></category>
<guid isPermaLink="false">https://www.backlinkapp.ir/%d8%b3%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d8%ba%d8%a7%d9%84%d8%a8-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%a4%d9%85%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%b1-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b9%d8%9b-%d8%af%d8%b1/</guid>
<description><![CDATA[<p>خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب _ طاهره طهرانی: کمال الدین محمد، معروف به وحشی بافقی متولد بافق یزد است و از زبردستترین شاعران قرن دهم، دوران عمرش همزمان با دوران شاهی شاه طهماسب صفوی و شاه اسماعیل دوم و شاه محمد خدابنده بود. تحصیل علم را از شهر خود و نزد شرف الدین علی … <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d8%b3%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d8%ba%d8%a7%d9%84%d8%a8-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%a4%d9%85%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%b1-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b9%d8%9b-%d8%af%d8%b1/" class="more-link">ادامه خواندن <span class="screen-reader-text">سرور غالب امیرالمؤمنین حیدر علی (ع)؛ در شعر وحشی بافقی</span></a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d8%b3%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d8%ba%d8%a7%d9%84%d8%a8-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%a4%d9%85%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%b1-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b9%d8%9b-%d8%af%d8%b1/">سرور غالب امیرالمؤمنین حیدر علی (ع)؛ در شعر وحشی بافقی</a> اولین بار در <a href="https://www.backlinkapp.ir">بک لینک اپلیکیشن</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p> <br />
</p>
<div itemprop="articleBody" class="item-text">
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><strong><span style="color:#000080">خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب _ طاهره طهرانی:</span></strong><span style="background-color:white"> کمال الدین محمد، معروف به وحشی بافقی متولد بافق یزد است و از زبردستترین شاعران قرن دهم، دوران عمرش همزمان با دوران شاهی شاه طهماسب صفوی و شاه اسماعیل دوم و شاه محمد خدابنده بود. تحصیل علم را از شهر خود و نزد شرف الدین علی بافقی شروع کرد، بعد از چند سال به یزد رفته و همچنان به کسب علم مشغول بود، سرانجام به کاشان رفت و با مکتب داری روزگار میگذراند. برخی میگویند او سفری به هندوستان داشته و به سیاق آن روزگار از راه دریا و از طریق بندر هرمز رفته؛ هرچند در دربار شاهان گورکانی نمانده و به یزد بازگشته و تا زمان پایان عمر در این شهر زندگی کرده است.</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">به هر صورت از احوالاتش بر میآید که مردی فاضل و بلند نظر، ولی تنگدست و گوشه نشین و در عین حال قانع بوده است. اشعارش درباره رسول الله صلی الله علیه و آله، امیرالمومنین علی علیه السلام، امام رضا علیه السلام و امام زمان عجل الله فرجه الشریف، و ترکیب بند درخشانش درباره امام حسین علیه السلام برمیآید که او شیعه بوده؛ بخصوص که کاشان نیز یکی از مراکز تشیع در ایران بوده است و او عمری در آن شهر گذرانده بوده است.</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">برخی از اشعاراو متأثر از آیات قرآن و احادیث ائمه (ع) است. درون مایههای عرفانی در اشعارش به ویژه در منظومه خُلد برین از وجوه برجسته اندیشههای او دانسته شده است. تبیین مفاهیم و فضائل دینی و اخلاقی چون قناعت، بخشش، عدل و انصاف و تحسین آنها و تشریح رذائل اخلاقی چون تظاهر، کبر، حرص و حسد و پرهیز از آنها، از جمله موضوعاتی است که جنبه تعلیمی و اخلاقی شعر او را برجسته کرده است. از آنجا که شاعری زبردست بود در همه قالبهای شعری شعر می سروده، اما غزلها و ترکیب بندهای او از شهرت بیشتری برخوردار است.</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">او در قصیدهای که مطلعش «زلف پیش پای او بر خاک میساید جبین / همچو هندویی که پیش بت نهد سر بر زمین» است، در مدح امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام اینطور میسراید:</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">روح در تن میدمد باد بهاری غنچه را</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">میرسد گویا ز طرف روضۀ خلدبرین</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">یعنی از خاک حریم روضۀ شاه نجف</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">گلبن باغ حقیقت سرو بستانِ یقین</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">حیدر صفدر، شه عنترکش خیبر گشای</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">سرور غالب، سرِ مردان امیر المؤمنین</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">کیست کو سر کرده سر باشد بدور عدل او</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">کش ز سر نگذشت حرف ناامیدی همچو شین</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">گر نیارد سر فرو با پاسبان درگهت</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">هندوی گردنکش کیوان درین حصن حصین</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">از طناب کهکشان جلاد خونریز فلک</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">برکشد او را به حلق از پیش طاق هفتمین</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">چرخ چوگانی که گوی خاک در چوگان اوست</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">رخش قدر عالیش را چیست داغی بر سرین</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">ذات پاکش گر نبودی بانی مُلک وجود</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">حاش لله گر بدی الفت میان ماء و طین</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">شرح احوال جحیم و صورت حال جنان</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">سر به سر گوید، اشارت گر کند سوی جنین</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">ای حریم بوستانِ مرقدت، دارالسلام</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">وی ز خیل خاک بوسانِ درت روح الامین،</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">درگه قدر ترا ارواح علوی پاسبان،</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">خرمن فضل ترا مرغان قدسی خوشه چین</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">از همین قصیده میتوان دریافت که تمایل او سبک شعریش به مکتب وقوع نزدیک است، احساسات و عواطف و نازک خیالهای او آنچنان با زبانی ساده و روان بیان شده که گویی در حال محاوره بوده و گاهی چنان است که گویی حرفهای روزمره اش را میزند، با زبانی ساده و پر از صداقت شعر میگوید و به همین جهت در عهد خود او را تواناترین شاعر مکتب وقوع دانستهاند.</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">قصیدهای دیگر در مدح حضرت علی علیه السلام دارد که ردیفش آبله است و با بیان سختیهای روزگار شروع میشود و سپس به این ابیات میرسد:</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">یافت ره در روضه آن کو در ره شاه نجف</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">کرد پای او ز سیر کوه و هامون آبله</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">سرور غالب امیرالمؤمنین حیدر که شد</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">در طریق جستجویش پایِ گردون آبله</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">رفت مدتها که پا بر خاک نتواند نهاد</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">در ره او پای انجم نیست جیحون آبله</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">یک شرار از قاف قهرش در دل دریا فتاد</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">جوش زد چندانکه از وی شد گهر چون آبله</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">بسکه بر هم زد ز شوقِ ابرِ جودش دست خویش</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">شد کف دستِ صدف از دُرّ مکنون آبله</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">ای خوش آن روزی که خود را افکنم در روضهاش</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">همچو مجنون کرده پا در برِّ مجنون آبله</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">آنکه چون گل نیست خندان از نسیم حُبّ او</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">باد او را غنچۀ دل، غرق خون، چون آبله</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">قصیدهای دیگر دارد با ردیف گل، که بعد از توصیف دشتهای پر گل اینطور میگوید:</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">از کششهای قطره شبنم</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">بر ورقها کشیده مسطر گل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">تا کند حرفهای رنگین درج</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">بر وی از مدح آل حیدر گل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">شاه دین مرتضا علی که شدش</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">به هزاران زبان ثناگر گل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">بسکه در دشت خیبر از تیغش</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">رست از گِل ز خون کافر گُل،</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">گر خزان ریاض دهر شود،</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">نشود کم ز دشت خیبر گل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">در کفش از غبار اشهب او</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">مشگ دارد بنفشه، عنبر گل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">در بغل از خزانۀ کف او</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">یاسمین سیم دارد و زر گل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">باد قهرش اگر بر آن باشد</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">ندمد تا به حشر دیگر گل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">ور شود فیض او بر این ماند</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">تازه تا صبحگاه محشر گل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">بود از رشح جام احسانش</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">که به این رنگ گشت احمر گل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">باشد از یاد عطر اخلاقش</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">که بر اینگونه شد معطر گل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">خلق او هست غنچهای که از او</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">زیر دامان نهاد مجمر گل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">در ازل بسته است قدرت او</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">اندر این شیشۀ مدور گل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">گر نهد در ریاض لطفش پای</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">دمد از ناخن غضنفر گل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">حرز خود گر نساختی نامش</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">کی شدی بر خلیل آذر گل؟</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">ای که باغ علوِّ قدرت را</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">چرخ نیلوفر است و اختر گل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">دم ز لطفت اگر خطیب زند</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">دمد از چوب خشک منبر گل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">گر دهندش ز باغ قهرت آب</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">بردمد همچو خار نشتر گل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">گر اشارت کنی که در گلشن</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">نبود رو گشاده دیگر گل،</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">پیچد از بیم شحنۀ غضبت</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">غنچه سان خویش را به چادر، گل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">گر نسیم بهار احسانت</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">سوی گلزار بگذرد بر گل،</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">گردد از دولت حمایت تو</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">بر سپاه خزان مظفر گل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">باد قهرت اگر به خلد وزد،</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">خرمن آتشی شود هر گل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">ور به دوزخ رسد نم لطفت</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">دود گردد بنفشه، اخگر گل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">خشک ماند درخت گل برجای</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:right"><span style="background-color:white">گر بگویی دگر میاور گل…</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">در قصیدهای دیگر، بعد از توصیف آغاز بهار و رسیدن آفتاب به برج حَمَل، و هنرنمایی درخانی از نام بردن گلهایی مانند بستان افروز و خیری و ختمی و… سرخی در و دشت را میبیند و اینطور میسراید:</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">لاله سر برزده از سنگ ز سرتاسر کوه</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">گل برون آمده از خاک ز پا تا سر تل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">گویی از کُشته شده پشته سراسر در و دشت</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">از دم تیغ جهاندار، به هنگام جدل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">مسند آرای امامت، علیِ عالی قدر</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">والی ملک و ملل، پادشه دین و دوَل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">باعث سلسلۀ هستی ملک و ملکوت</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">عالم مسألۀ کلیِ ادیان و ملل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">حکمتش گر به طبایع نظری بگشاید،</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">نتوان نام و نشان یافت ز امراض و علل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">سپس دامنه شعر را از دشت گل بر آسمان پرستاره میکشاند:</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">پیش در گاه تو چون سایه بود در بن چاه،</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">گرچه بر دایرۀ چرخ برین است زحل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">اهتمام تو اگر مصلح اضداد شود،</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">سر بر آرد ز گریبان ابد شخص ازل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">پیش ماضی اگر از حفظ تو باشد سدی</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">هرگز از حال تجاوز نکند مستقبل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">نیست خورشید فلک بر طرف جرم هلال</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">طبل بازیست ترا تعبیه در زین کتل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">روز ناورد که افتد ز کمینگاه جدال</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">در فلک زلزله از غلغلۀ کوس جدل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">پر زند مرغ عقاب افکن تیر از چپ و راست،</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">بال نسرین سماوی شود از واهمه شَل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">خاک میدان شود آمیخته با خون سران</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">پای اسبان سَبُک خیز، بمانَد به وَحَل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">بر رگ جان فتد آن عقده ز پیکان خدنگ</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">که به دندان اجل نیز نگردد منحل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">لرزه بر مهر فتد از اثر موجه خون</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">که مبادا شود این سقف مقرنس مختل</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">دامن فتنه اجل گیرد و پرسد که چه شد؟</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">گویدش فتنه چه یارای سخن؟ لاتسئل!</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">شد پر آشوب جهان وقت گریز است، گریز!</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">قوت پا اگرت هست، محل است محل…</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">سرانجام وحشی بافقی در سال ۹۹۱ هجری قمری در یزد از دنیا رفت و همانجا به خاک سپرده شد. اما برای گور او نیز ماجراهایی رخ داده که خواندنش خالی از لطف نیست.</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">آنچنان که از گفتههای تاریخی برمیآید، وحشی بافقی را در جایی به خاک سپردند که «صحن شاهزاده فاضل» بوده است. سنگ گور او پیدا بود تا آنکه در روزگار پادشاهی رضاخان، تصمیم گرفتند که نخستین خیابان شهر یزد را بسازند. این خیابان، درست از کنار سنگ گور وحشی میگذشت. پس سنگ قبر را برداشتند و به ادارهی مالیه (دارایی) آن زمان بردند تا در وقتی مناسب آرامگاهی برای وحشی ساخته شود. خیابان نوساز نیز در کنار مزار وحشی ساخته شد. اما با گذشت زمان، دیگر کمتر کسی به یاد میآورد که در آنجا شاعری نامدار دفن شده است. ساخت آرامگاه هم کمکم به فراموشی سپرده شد و سنگ گور او از بین رفت.</span></p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify"><span style="background-color:white">سالها بعد، آقای سخندان _برادرزاده فرخی یزدی_ به یزد بازگشت، او که مدتی شهردار یزد هم بوده محل قبر وحشی و برداشتن سنگ گور او را به یاد داشت. به هر صورت مکان قبر وحشی مشخص شده است، در مورد ساخت بنای آرامگاه و اهالی بافق نیز درخواست دارند که باقیمانده پیکر او به این شهر انتقال داده شود. اکنون بنایی نمادین از آرامگاه او در پارکی در یزد ساخته شده است.</span></p>
</p></div>
<p><br />
<br />منیع: خبرگزاری مهر</p>
<p>نوشته <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d8%b3%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d8%ba%d8%a7%d9%84%d8%a8-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%a4%d9%85%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%b1-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b9%d8%9b-%d8%af%d8%b1/">سرور غالب امیرالمؤمنین حیدر علی (ع)؛ در شعر وحشی بافقی</a> اولین بار در <a href="https://www.backlinkapp.ir">بک لینک اپلیکیشن</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title>زنان؛ مرهم زخمها و ستونهای خرمشهر زیر سایه جنگ</title>
<link>https://www.backlinkapp.ir/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86%d8%9b-%d9%85%d8%b1%d9%87%d9%85-%d8%b2%d8%ae%d9%85%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%b1%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%b2/</link>
<dc:creator><![CDATA[استاندارد وب ایران]]></dc:creator>
<pubDate>Sun, 24 Aug 2025 12:08:55 +0000</pubDate>
<category><![CDATA[کتاب]]></category>
<category><![CDATA[اخبار ادبیات و نشر]]></category>
<guid isPermaLink="false">https://www.backlinkapp.ir/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86%d8%9b-%d9%85%d8%b1%d9%87%d9%85-%d8%b2%d8%ae%d9%85%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%b1%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%b2/</guid>
<description><![CDATA[<p>به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، خرمشهر برای ایرانیها فراتر از نام یک شهر است، خرمشهر تکهای از قلب ایران، در حافظه جمعی ایرانیان نماد مظلومیت، حماسه و مقاومت است، نماد جهانآرا و بهنام محمدی، نماد پل خرمشهر و آن پنج نفری که تا پای جان ماندند و امروز فقط یک عکس از آنها به … <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86%d8%9b-%d9%85%d8%b1%d9%87%d9%85-%d8%b2%d8%ae%d9%85%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%b1%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%b2/" class="more-link">ادامه خواندن <span class="screen-reader-text">زنان؛ مرهم زخمها و ستونهای خرمشهر زیر سایه جنگ</span></a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86%d8%9b-%d9%85%d8%b1%d9%87%d9%85-%d8%b2%d8%ae%d9%85%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%b1%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%b2/">زنان؛ مرهم زخمها و ستونهای خرمشهر زیر سایه جنگ</a> اولین بار در <a href="https://www.backlinkapp.ir">بک لینک اپلیکیشن</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p> <br />
</p>
<div data-readmoretitle="بیشتر بخوانید">
<p>به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، خرمشهر برای ایرانیها فراتر از نام یک شهر است، خرمشهر تکهای از قلب ایران، در حافظه جمعی ایرانیان نماد مظلومیت، حماسه و مقاومت است، نماد جهانآرا و بهنام محمدی، نماد پل خرمشهر و آن پنج نفری که تا پای جان ماندند و امروز فقط یک عکس از آنها به یادگار مانده… . بیشتر که فکر میکنیم، میبینیم خرمشهر نماد خیلی چیزهای دیگری است که در این سالها کمکم در ذهن ما هویت آن را شکل داده.</p>
<p>روایتهایی که در سالهای گذشته از این شهر در جنگ منتشر شده، نشان داد که سطرهای نانوشته از جنگ بیش از آن چیزی است که فکرش را میکردیم. خرمشهر در اکثر خاطرات دفاع مقدس، واسطةالعقدی است که قلب ایرانیان را، فارغ از زبان و مذهب و آیین، به یکدیگر پیوند میدهد.</p>
<p>انتشار «دا» به قلم سیده اعظم حسینی در دهه 80 روایتی نو از سقوط و فتح این شهر ارائه داد؛ روایتی که در آن یکی از دختران حاضر در خرمشهر، سیده زهرا حسینی، از اتفاقاتی گفت که حتی تصور آن برای خیلی از ما دشوار بود. هرچند پیش از این نیز کتابهایی مانند «پوتینهای مریم» به خاطرات زنان در خرمشهر پرداخته بود، اما میتوان «دا» را سرفصل جدیدی نه تنها برای خاطرات زنان، که حتی برای خاطرهنویسی جنگ به شمار آورد.</p>
<p style="text-align:center"><img decoding="async" src="https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1404/03/03/14040303094613292329474510.jpeg" alt="خاطرات دفاع مقدس , شهید , خرمشهر , کتاب , ادبیات دفاع مقدس , "/></p>
<p>نویسنده توانسته بهخوبی با استفاده از تکنیکهای داستاننویسی، با حفظ اصالت خاطرات، روایتی ارائه کند که در ماههای نخست انتشار توجه بسیاری از هنرمندان، نویسندگان و مخاطبان عام را به خود جلب کند. «دا» در کنار این مزیتها، با پرداختن به جزئیات بیشتر، دایره اطلاع ما را از افرادی که در خرمشهر ایستادند و تا پای جان مقاومت کردند، گسترش میدهد. دخترانی مانند صباح وطنخواه که خاطرات او نیز از جنگ در خرمشهر در کتابی با عنوان «صباح» به قلم فاطمه دوستکامی ما را با ابعاد تازهای از جنگ در این شهر آشنا میکند.</p>
<p>وطنخواه از جمله نیروهای مردمی در خرمشهر بود که به واسطه فعالیتهایش در سطح شهر، خاطراتی از مکانهای مختلف خرمشهر در بازه زمانی آغاز حمله عراق تا سقوط این شهر ارائه میدهد. خاطرات او از کوران جنگ در این شهر، روایتی است از سرنوشتی که جنگی ناخواسته بر سر مردم غیر نظامی آورده است. از سوی دیگر، وطنخواه به بیان این بخش از خاطرات اکتفا نکرده و روی دیگر سکه جنگ در خرمشهر را نیز به مخاطب امروز یادآوری میکند و آن، همدلی ایرانیان برای حفظ حریم مقدس خاک وطن است. </p>
<p style="text-align:center"><img decoding="async" src="https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1398/04/31/1398043115272424117940014.jpg" alt="خاطرات دفاع مقدس , شهید , خرمشهر , کتاب , ادبیات دفاع مقدس , "/></p>
<p>حالا بعد از گذشت بیش از چهار دهه از شروع جنگ تحمیلی، جنگ چهره دیگری در تألیفات و کتابهای مرتبط با آن به خود گرفته است؛ دیگر جنگ تنها در میانه میدان روایت نمیشود؛ حالا چند سالی است که چهره شوم جنگ بر خانهها و در میان خانوادهها روایت میشود. جنگ از پشت جبههها چهره مخوفتری دارد؛ جغد شومی که بر بام خانهها نشسته و هر آن بالهای گسترده خود را باز میکند و خانهای را نشان میکند تا تنها خاطرات باقی بماند برای چند نفر باقیمانده از یک خانه.</p>
<p>کتاب «ساجی» از آن دسته از آثار است که میتوان پیامدهای آغاز جنگ تحمیلی در خرمشهر را در آن یافت. کتاب، دربردارنده خاطرات نسرین باقرزاده، همسر سردار شهید بهمن باقرزاده، است که به قلم بهناز ضرابیزاده نوشته و از سوی سوره مهر به چاپ رسیده است. «ساجی» روایتگر جنگ تحمیلی با نگاهی انساندوستانه است که از دوران کودکی نسرین باقرزاده در خرمشهر شروع شده و تا زمان جنگ در این شهر ادامه پیدا میکند؛ روزهایی که زنان شهر را ترک میکنند ولی مردها در خرمشهر مانده و از این شهر حفاظت میکنند. اما راوی این خاطرات در خرمشهر میماند و در کنار همسرش جهت انجام ماموریتهای نظامی به شهرهای گوناگون همچون قم، ماهشهر و آبادان رفته و مدتی را در این شهرها زندگی میکند.</p>
<p style="text-align:center"><img decoding="async" src="https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1404/03/03/140403030950119032947494.jpg" alt="خاطرات دفاع مقدس , شهید , خرمشهر , کتاب , ادبیات دفاع مقدس , "/></p>
<p>راوی «ساجی» روزها و شرایط سختی را میگذراند و در سالهای پایانی جنگ دوباره به خوزستان باز میگردد تا اینکه در 29 فروردین 1367 همسرش سردار باقرزاده به شهادت میرسد. «ساجی»، نمایی است از خانوادهای اهل خرمشهر که جنگ به یکباره دلخوشیهایشان را دزدید.</p>
<p>آغاز جنگ در خرمشهر با گذشت زمان، ابعاد بیشتری از خود را نشان داد و با مهاجرت غیرنظامیان از خرمشهر به دیگر شهرهای جنوبی، وجه دیگری از خود را به نمایش گذاشت. مهاجرتهای اجباری، گم شدن اعضای خانواده، بیخبری از یکدیگر، زندگی در شهرهای جدید و مشکلات متعاقب آن و … از جمله پیامدهای ثانویه جنگ بود که در کتابهای مختلفی میتوان رد پایی از آن را دید. </p>
<p>کتاب «زیر خط جنگ با دیگری»، نوشته تینا محمدحسینی خاطرات مهری فلاحی، از پرستاران شهر آبادان، را روایت میکند. این کتاب روایت زنی باردار است که علیرغم شرایط خاصش، تصمیم میگیرد در بیمارستان بماند و به فعالیتهای خود ادامه دهد. فلاحی، نمونهای از کادر درمان در جنگ تحمیلی است که ناخواسته درگیر تبعات جنگ میشود. در لابهلای سطرهای خاطرات او که از همان دوران در دفتر یادداشتش ثبت شده، میتوان نکات قابل تأملی را یافت؛ از کودکی که جنگ او را بیسرپرست کرده بود تا کشته شدن پرندگان، از خواستگاری در بحبوحه جنگ تا اضطراب همسایگان خرمشهر از گسترش جنگ و … . </p>
<p style="text-align:center"><img decoding="async" src="https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1403/10/20/1403102016395566531865494.jpg" alt="خاطرات دفاع مقدس , شهید , خرمشهر , کتاب , ادبیات دفاع مقدس , "/></p>
<p>انتشار خاطرات زنان از آغاز جنگ در خرمشهر و مقاومت مردمی در این شهر، در سالهای اخیر وجه انسانی جنگ را پررنگتر کرده و تبعات این جنگ را بر زندگی مردم عادی و غیر نظامی به تصویر میکشد. نمونه دیگری از این خاطرات را میتوان در کتاب «روزهای بیآینه»، نوشته گلستان جعفریان دید. این کتاب که روایتگر خاطرات زندهیاد منیژه لشگری، همسر شهید لشگری، است روزهای زنی را به تصویر میکشد که 18 سال در انتظار بازگشت همسرش است و در این مدت با مشکلات متعددی دست و پنجه نرم میکند. </p>
<p style="text-align:center"><img decoding="async" src="https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1398/11/07/1398110712521368019505244.jpg" alt="خاطرات دفاع مقدس , شهید , خرمشهر , کتاب , ادبیات دفاع مقدس , "/></p>
<p>تمرکز بر ابعاد مختلف از جنگ تحمیلی، برگ جدیدی از خاطرات را پیش روی مخاطب امروز قرار داده است. با فاصله گرفتن خاطرات از خاکریزهای جنگ و روایت زندگیهای مختلفی که تحت تأثیر جنگ قرار گرفتند، توانسته در این سالها فضای جدیدی را وارد ادبیات دفاع مقدس کرده و مخاطبان نسل جوان را با خود همراه کند. روایتی زنانه از یک جنگ مردانه و گاه نامردانه، لحظاتی را میسازد که بسیاری از زنان این کشور آن را بارها و بارها با پوست و گوشت و استخوان خود درک کردهاند. وجه مشترک این خاطرات، فارغ از راوی آنها، نشان دادن نقش تأثیرگذار زنان در تغییر سرنوشت یک ملت است. زنان در این کتابها، شخصیتهای کنشگر و فعالی هستند که با حضور در میدان، دست به انتخاب زده و به شخصیت پویایی تبدیل شدهاند که بر محیط خود اثرگذارند.</p>
<p>خونین شهر با شهادت نیروها از اقصی نقاط مختلف کشور در سوم خردادماه فتح و از اشغال دشمن آزاد شد؛ حماسهای که روزنامه گاردین چاپ انگلستان درباره آن نوشت: فتح خرمشهر یعنی سقوط آخرین و مهمترین افتخار جنگی عراق که ایرانیها با بازپس گرفتن آن، این برگ برنده را که به وسیله آن عراق میکوشید ایران را به پای میز مذاکره بکشاند، از دست بغداد ربودند.</p>
<p>برای بازگشت خرمشهر به آغوش میهن، تعداد چهار هزار و 577 نفر از شهدای سپاه و بسیج و هزار و 628 نفر از ارتش خون پاکشان را اهدا کردند؛ این تنها آمار شهدایی است که در عملیات الی بیتالمقدس به ثبت رسیده است. چه جانهای پاکی که بیچشمداشت برای بازگشت این تکه از خاک وطن از همان روز نخست حمله عراق به ایران بر زمین ریخت و نامی از آنها در سطرهای اخبار و کتابها نیست: مستغنی از گل است مزار شهید عشق … .</p>
<p>انتهای پیام/</p>
</div>
<p><br />
<br />منبع: خبرگزاری تسنیم</p>
<p>نوشته <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86%d8%9b-%d9%85%d8%b1%d9%87%d9%85-%d8%b2%d8%ae%d9%85%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%b1%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%b2/">زنان؛ مرهم زخمها و ستونهای خرمشهر زیر سایه جنگ</a> اولین بار در <a href="https://www.backlinkapp.ir">بک لینک اپلیکیشن</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title>پدرم چون به کسی ظلم نمیکرد تو طول روز؛ نفساشو شبا با خیال راحت میکشید</title>
<link>https://www.backlinkapp.ir/%d9%be%d8%af%d8%b1%d9%85-%da%86%d9%88%d9%86-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%b8%d9%84%d9%85-%d9%86%d9%85%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%aa%d9%88-%d8%b7%d9%88%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%9b/</link>
<dc:creator><![CDATA[استاندارد وب ایران]]></dc:creator>
<pubDate>Fri, 22 Aug 2025 12:42:29 +0000</pubDate>
<category><![CDATA[کتاب]]></category>
<category><![CDATA[امام علی(ع)]]></category>
<category><![CDATA[رضا شریفی]]></category>
<category><![CDATA[روز پدر]]></category>
<category><![CDATA[شعر]]></category>
<category><![CDATA[شعر آئینی]]></category>
<category><![CDATA[شعر انقلاب]]></category>
<category><![CDATA[ولادت امام علی(ع)]]></category>
<guid isPermaLink="false">https://www.backlinkapp.ir/%d9%be%d8%af%d8%b1%d9%85-%da%86%d9%88%d9%86-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%b8%d9%84%d9%85-%d9%86%d9%85%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%aa%d9%88-%d8%b7%d9%88%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%9b/</guid>
<description><![CDATA[<p>به گزارش خبرنگار مهر، رضا شریفی شاعر و مداح اهل بیت (ع)، به مناسبت روز پدر و سالروز ولادت امیرالمومنین علی ابن ابیطالب (ع) شعر تازهای سروده و آن را برای انتشار در اختیار خبرگزاری مهر قرار داده است. این شعر محاوره را در ادامه میخوانیم؛ * پدرم کارگر مردم بود و زحمت میکشید واسهی … <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d9%be%d8%af%d8%b1%d9%85-%da%86%d9%88%d9%86-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%b8%d9%84%d9%85-%d9%86%d9%85%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%aa%d9%88-%d8%b7%d9%88%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%9b/" class="more-link">ادامه خواندن <span class="screen-reader-text">پدرم چون به کسی ظلم نمیکرد تو طول روز؛ نفساشو شبا با خیال راحت میکشید</span></a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d9%be%d8%af%d8%b1%d9%85-%da%86%d9%88%d9%86-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%b8%d9%84%d9%85-%d9%86%d9%85%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%aa%d9%88-%d8%b7%d9%88%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%9b/">پدرم چون به کسی ظلم نمیکرد تو طول روز؛ نفساشو شبا با خیال راحت میکشید</a> اولین بار در <a href="https://www.backlinkapp.ir">بک لینک اپلیکیشن</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p> <br />
</p>
<div itemprop="articleBody" class="item-text">
<p style="text-align:justify">به گزارش خبرنگار مهر، رضا شریفی شاعر و مداح اهل بیت (ع)، به مناسبت روز پدر و سالروز ولادت امیرالمومنین علی ابن ابیطالب (ع) شعر تازهای سروده و آن را برای انتشار در اختیار خبرگزاری مهر قرار داده است.</p>
<p style="text-align:justify">این <strong>شعر محاوره</strong> را در ادامه میخوانیم؛</p>
<p style="text-align:justify">*</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">پدرم کارگر مردم بود و زحمت میکشید</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">واسهی یه لقمه نون خیلی مرارت میکشید</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">روزگار باهاش یکم نامهربونی کرد ولی</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">باز تا وقتی زنده بود بار محبت میکشید</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">پدرم چون به کسی ظلم نمیکرد تو طول روز</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">نفساشو شبا با خیال راحت میکشید</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">پدرم بازی دنیا رو اگرچه باخته بود</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">پدرم اگرچه خیلی وقتا حسرت میکشید</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">ولی ما رو دست مرتضی علی سپرده بود</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">فقط از علی و اولادش منت میکشید</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify"><strong>خدا رحمت کنه نوکراتو یا اباالحسن</strong></p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify"><strong>که شبانهروز تو رو زدن صدا اباالحسن</strong></p>
<p style="text-align:justify">*</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">پدرم همیشه عطر و بوی رنج و غم میداد</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">وقت استراحتش رو تخت غصه لم میداد</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">مثل من مدعی مسلمونی نبود ولی</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">خدا رو همیشه به اسم علی قسم میداد</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">پدرم با اینکه هیئتی نبود، مُحَرّما</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">تو خونه سینه میزد، دم میگرفت و دم میداد</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">سقف خونه چکه داشت؟ یا که بابام گریه میکرد؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">نمیدونم ولی بالشش که بوی نم میداد</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">اعتقادم اینه که بابام یه مرد عادی بود</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">اسم مرتضی علی بود که بهش جنم میداد</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify"><strong>حرفِ از علی کجا و گوش نامحرم غیر؟</strong></p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify"><strong>اول و آخر مردای جهان ختم بخیر…</strong></p>
<p style="text-align:justify">*</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">من مثه بابام خاطرخواتم علی، خداروشکر</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">هرچی پیش بیاد بازم پاتم علی، خدا رو شکر</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">مثل بچگیم که خوابتو دیدم، دوسِت دارم</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">گرچه قدر و شأنتو نفهمیدم، دوسِت دارم</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">روزگارم خوبه پیشت، بیا درهمش نکن</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify">هر کاری میکنی این ارادتو کمش نکن</p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify"><strong>یه کاری کن که به دردت بخورم ابوتراب</strong></p>
<p dir="rtl" style="text-align:justify"><strong>توی فتنهها از عشقت نبُرم ابوتراب…</strong></p>
</p></div>
<p><br />
<br />منیع: خبرگزاری مهر</p>
<p>نوشته <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d9%be%d8%af%d8%b1%d9%85-%da%86%d9%88%d9%86-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%b8%d9%84%d9%85-%d9%86%d9%85%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%aa%d9%88-%d8%b7%d9%88%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%9b/">پدرم چون به کسی ظلم نمیکرد تو طول روز؛ نفساشو شبا با خیال راحت میکشید</a> اولین بار در <a href="https://www.backlinkapp.ir">بک لینک اپلیکیشن</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title>الگوهای تعیینکننده سبک زندگی در اصفهان عصر صفوی</title>
<link>https://www.backlinkapp.ir/%d8%a7%d9%84%da%af%d9%88%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%a8%da%a9-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87/</link>
<dc:creator><![CDATA[استاندارد وب ایران]]></dc:creator>
<pubDate>Thu, 21 Aug 2025 12:06:56 +0000</pubDate>
<category><![CDATA[کتاب]]></category>
<category><![CDATA[اخبار ادبیات و نشر]]></category>
<guid isPermaLink="false">https://www.backlinkapp.ir/%d8%a7%d9%84%da%af%d9%88%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%a8%da%a9-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87/</guid>
<description><![CDATA[<p>به گزارش خبرنگار فرهنگی تسنیم،کتاب «اصفهان عصر صفوی؛ سبک زندگی و ساختار قدرت، خوانشی دیگر از شرایط اجتماعی سیاسی دوره صفویه» نوشته زهره روحی به تازگی توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ سوم رسیده است. زهره روحی نویسنده این کتاب متولد 1334 است و به عنوان نویسنده و تاریخ پژوه شناخته میشود که پیشتر کتاب «تنبارگی … <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d8%a7%d9%84%da%af%d9%88%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%a8%da%a9-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87/" class="more-link">ادامه خواندن <span class="screen-reader-text">الگوهای تعیینکننده سبک زندگی در اصفهان عصر صفوی</span></a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d8%a7%d9%84%da%af%d9%88%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%a8%da%a9-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87/">الگوهای تعیینکننده سبک زندگی در اصفهان عصر صفوی</a> اولین بار در <a href="https://www.backlinkapp.ir">بک لینک اپلیکیشن</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p> <br />
</p>
<div data-readmoretitle="بیشتر بخوانید">
<p dir="RTL" style="text-align:justify">به گزارش خبرنگار فرهنگی تسنیم،کتاب «اصفهان عصر صفوی؛ سبک زندگی و ساختار قدرت، خوانشی دیگر از شرایط اجتماعی سیاسی دوره صفویه» نوشته زهره روحی به تازگی توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ سوم رسیده است.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">زهره روحی نویسنده این کتاب متولد 1334 است و به عنوان نویسنده و تاریخ پژوه شناخته میشود که پیشتر کتاب «تنبارگی در عصر صفویه» را هم منتشر کرده است. او نگارش «اصفهان عصر صفوی» را سال 1396 به پایان برد که سال 97 توسط انتشارات امیرکبیر چاپ شد و نسخههای چاپ دومش سال 1402 به بازار نشر عرضه شدند. به تازگی هم نسخههای چاپ سوم این اثر توسط ناشر منتشر شدهاند.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">این مولف میگوید درباره سبک و شیوه زندگی مردم اصفهان در دورانی که این شهر پایتخت صفویان بوده، اطلاعات زیادی داریم؛ همچنین درباره اصلاحات سیاسی شاه عباس و بازسازیهایش در اصفهان. اما درباره ماهیت الگوهایی که در دوران صفویان توسط قدرت و حاکمیت پادشاهان شکل گرفت، آگاهی چندانی بین مردم وجود ندارد. کارگاه مطالعاتی کتاب پیش رو هم روی همین موضوع خیمه زده است؛ یعنی الگوهای تعیین کننده سبک زندگی در اصفهان عصر صفوی.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">همانطور که در عنوان فرعی کتاب به چشم میآید، این اثر «خوانشی دیگر» از موضوع مورد اشاره است و نویسنده در مقدمه اشاره میکند که داریوش شایگان در کتاب «در جستجوی فضاهای گمشده»، بدون بررسی شرایط اجتماعی، این ایده را پرورانده که طرح شهرسازی شهری مثل اصفهان دوره صفوی، نمیتوانسته بدون آگاهی از صورت مثالی باغ بهشتی که همیشه منبع الهام هنر ایرانی بوده، ریخته شود. روحی میگوید پس از پایان مطالعه کتاب شایگان، ذهنش درگیر این معنا بوده است: چگونگی مناسبات اجتماعی و فرهنگی قدرت و نیروی انسانی در اصفهان عصر صفوی؛ شهری که به تعبیر شاعرانه شایگان، نمونه ای مثالی از صورت باغ بهشت بوده است.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">روحی میگوید در کتاب «اصفهان عصر صفوی» رویکرد بینامتنی را انتخاب و تلاش کرده در برخی مواقع حداکثر استفاده را از مقایسه تطبیقی تاریخی بکند چون بر این باور است که زمانی میتوان به طور نسبی به خود اجتماعی و اقتصادی و نحوه زندگی این «خود متعارف و سرنمونی» نزدیک شد که بتوان در همان عصر و زمانه نمونه هایی در مکان و سرزمینی دیگر با ساختار اجتماعی و اقتصادی متفاوت در اختیار داشت. به همین دلیل او از انگلستان عصر الیزابت اول و فرانسه دوران لویی چهاردهم یاری گرفته است. این نمونهها علی رغم تفاوتهای خود، به طور نسبی امکان سنجش را برای درک و مطالعه بهتر موقعیت فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی اصفهان سالهای 1722-1598 میلادی فراهم میکنند؛ یعنی اصفهان عصر صفوی از طلوع تا غروبش.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">کتاب پیش رو 4 فصل اصلی با عناوین «پراکندگی در قدرت و ثروت»، «تمرکز در قدرت و ثروت»، «سیمای اجتماعی و اقتصادی شهر اصفهان» و «سقوط و انحطاط صفویه».</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">هر فصل هم عناوینی را در خود جا داده است. در فصل اول مخاطب با این عناوین روبروست:</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">تاریخچه صفویان و ساختار ایلاتی آن تا قبل از سلطنت شاه عباس، «قزلباشان» نماد ساختار ایلاتی در سلطنت شاه اسماعیل و شاه تهماسب، اقتدار سیاسی و قضایی حکام در ایالتها، تنش و ناآرامی های اجتماعی در دوران متقدم صفوی، تجارت و ثروت اندوزی در دوران متقدم، ناآشنایی و بی خبری از «حکومت ملی»، ستیز و نزاع قبایل با خود و شاه در دوران متقدم، ستیز صفویان با عثمانیان، نتیجهگیری فصل اول.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">فصل دوم با نام «تمرکز در قدرت و ثروت» دربرگیرنده 6 عنوان است که به این ترتیباند:</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">تجارت شاه تحکیم قدرت، «خاصه» (ابزار تحکیم قدرت و ثروت در حکومت شاه عباس اول)، تبانی کشاورزان و ماموران مالیاتی شاه، منزلت روحانی «پادشاه صفوی» و چندلایگی فضای فرهنگی و اجتماعی، «رضایت مندی» و عدالت شاهی (شاه عباس اول) در قلمرو عمومی، تقسیمات کشوری اصناف وظایف و موقعیت آنها در ساختار سیاسی شهر.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">رابطه شهر و روستا و تنش های شهری، اصفهان: خرده فرهنگها در بستر آزادی، «شاه» متولی «عرصه تفریحات» در قلمرو عمومی، علم و دانش و طب و درمان در عصر صفویه، سلطه خرافات در قلمرو عمومی و زندگی روزمره، اقتدار منجم باشیها رمالان و فالگیران، هنر (قالی بافی و پارچه بافی؛ نقاشی، معماری و شهرسازی؛ موسیقی) و ادبیات (شعر) هم عناوین سومین فصل این کتاب هستند.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">در چهارمین فصل کتاب هم مخاطب با 2 عنوان روبروست که عبارتاند از: قدرت در سایه: سررشته داری بعضی از روحانیان و متحدین اندرونی (خواجگان و زنان حرمسرا)، زوال حکومت صفویه.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">همانطور که دیدیم، در فصل دوم «تمرکز در قدرت و ثروت»، بخشی با عنوان «تجارت شاه، تحکیم قدرت» قرار دارد که در بخشی از آن میخوانیم:</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">باید توجه داشت که چه پس از آن مقطع تاریخی (به طور کلی عصر صفوی)، و چه بعد و بعدتر از آن، به دلیل متفاوت بودن موقعیت و شرایط تاریخی ایران (به تعبیر عده ای «عقب ماندگی، از مسیر رشد سرمایه داری») در عصر صفوی با نظامی مواجهیم که به لحاظ اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، قدرت درک و شناسایی ساختارهای هدفمندانه دولتهای اروپایی در حال تجربه سرمایهداری را نداشتند. به واقع تلقی آنها از عرصه اقتصادی، در مقایسه با کشورهای اروپایی زمان خود بسیار ابتدایی بود؛ حتی شاه عباس اول به عنوان مترقیترین پادشاه عصر صفویه و اصلاحات و گسستش از برخی روشهای ایلاتی و رواج زندگی شهری همراه با گشودگی قلمرو عمومی به روی غیر نمیتوانست آن را درک کند. زیرا لازمه درک و عمل بدان، عقب نشینیاش از قدرت مطلق و در عوض رشد طبقه تجار و پیشهوران شهری در سهیم کردن ثروت خود با آنان بود. حال آنکه طبق اسناد و مدارک، وی با این روش نوظهور در اروپا ناآشنا بود (احتمالا به دلیل مغایرت با پروژه سازوکار اقتدار خود) و ظاهرا تلاشی هم برای شناسایی آن نداشت.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">به هر حال او کمترین درکی از کارآمدی قلمرو اقتصادی در عرصههای سیاسی نداشت (فیالمثل تصاحب بازارهای کشورهای شرقی و رقابت با دولتهای صاحب صنایع در جذب این بازارها). در عوض از آنجاکه همچون پادشاهان پیش از خود در سلسله صفوی، در عرصه اقتصاد از الگوهای سنت ایلاتی «ثروت اندوزی» تبعیت میکرد، این طور به نظر میرسد که میتوان با اطمینان گفت مساله تجارت در عصر صفویان (به عنوان بخشی از قلمرو اقتصادی)، در گروی الگوهای دیرین و تاریخی به روش ایلاتی و عشایری بوده است: سرازیر کردن عموم ثروت و درآمد به خزانه سلطنتی؛ خزانهای که از آن همچون دفینهای استفاده میشد که بنا به سنت ایلاتی مملو از اجناس «قابل حمل» و نفیس، همچون سکه و یا ظروف طلا و یا جواهرات باشد.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">هرچند که ناگفته نماند، بین سالهای پایانی سلطنت شاه تهماسب و تثبیت قدرت شاه عباس، برای طبقه تاجر و بازرگان ایرانی و یا آنهایی که در آن ایام در ایران زندگی می کردند، فرصتی حاصل شد تا با آزاد شدن (حتی موقت) فضای تجاری از انحصار شاه و یا احیانا دربار وی، به ثروتی کلان دست یابند. اصلا بد نیست بدانیم که در دوران سلطنت شاه تهماسب، صرف نظر از جنگ قدرت بین قبایل قزلباش و همچنین بین آنان با شاه، بسیاری از کشمکشها ضمن نارضایتی خانهای محلی، ناشی از تجار و پیشهورانی بود که مالیات سنگینی بر گردنشان بود. اما در این سالها (هرچند کوتاه مدت)، طبقه تاجر و پیشهور غیردرباری و غیروابسته به دربار، توانست از همان جزئی آرامشی که به دست آورده بود، در غیاب شاه و سایر رقبای انحصارگرش، از همان اندک آرامش نهایت استفاده را کند و به ثروت هنگفت دست یابد و همچون هر کنشگر فعالی که به امکان بروز ویژه خود دست یافته، اثر اجتماعی خود را در قلمرو عمومی بگذارد؛ که معمولا بهترین نشانه آن را میتوان به طور عینی در قلمرو هنر یا ادبیات دید.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">چاپ سوم کتاب «اصفهان عصر صفوی» با 252 صفحه، شمارگان 500 نسخه و قیمت 250 هزار تومان عرضه شده است.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">انتهای پیام/</p>
</div>
<p><br />
<br />منبع: خبرگزاری تسنیم</p>
<p>نوشته <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d8%a7%d9%84%da%af%d9%88%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%a8%da%a9-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87/">الگوهای تعیینکننده سبک زندگی در اصفهان عصر صفوی</a> اولین بار در <a href="https://www.backlinkapp.ir">بک لینک اپلیکیشن</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title>بوکر عربی ۲۰۲۵ نامزدهایش را شناخت</title>
<link>https://www.backlinkapp.ir/%d8%a8%d9%88%da%a9%d8%b1-%d8%b9%d8%b1%d8%a8%db%8c-%db%b2%db%b0%db%b2%db%b5-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa/</link>
<dc:creator><![CDATA[استاندارد وب ایران]]></dc:creator>
<pubDate>Wed, 20 Aug 2025 12:40:50 +0000</pubDate>
<category><![CDATA[کتاب]]></category>
<category><![CDATA[ادبیات جهان]]></category>
<category><![CDATA[ادبیات داستانی]]></category>
<category><![CDATA[ادبیات عرب]]></category>
<category><![CDATA[جایزه ادبی]]></category>
<guid isPermaLink="false">https://www.backlinkapp.ir/%d8%a8%d9%88%da%a9%d8%b1-%d8%b9%d8%b1%d8%a8%db%8c-%db%b2%db%b0%db%b2%db%b5-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa/</guid>
<description><![CDATA[<p>به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سایت جایزه، جایزه بینالمللی ادبیات داستانی عربی (IPAF) که به عنوان بوکر عربی شناخته میشود و معتبرترین جایزه ادبی در جهان عرب است، فهرست اولیه خود را که شامل ۱۶ رمان است، برای رقابت ۲۰۲۵ منتشر کرد. این فهرست از میان ۱۲۴ کتاب ارسال شده برای این جایزه … <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d8%a8%d9%88%da%a9%d8%b1-%d8%b9%d8%b1%d8%a8%db%8c-%db%b2%db%b0%db%b2%db%b5-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa/" class="more-link">ادامه خواندن <span class="screen-reader-text">بوکر عربی ۲۰۲۵ نامزدهایش را شناخت</span></a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d8%a8%d9%88%da%a9%d8%b1-%d8%b9%d8%b1%d8%a8%db%8c-%db%b2%db%b0%db%b2%db%b5-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa/">بوکر عربی ۲۰۲۵ نامزدهایش را شناخت</a> اولین بار در <a href="https://www.backlinkapp.ir">بک لینک اپلیکیشن</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p> <br />
</p>
<div itemprop="articleBody" class="item-text">
<p dir="RTL" style="text-align:justify">به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سایت جایزه، جایزه بینالمللی ادبیات داستانی عربی (IPAF) که به عنوان بوکر عربی شناخته میشود و معتبرترین جایزه ادبی در جهان عرب است، فهرست اولیه خود را که شامل ۱۶ رمان است، برای رقابت ۲۰۲۵ منتشر کرد.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">این فهرست از میان ۱۲۴ کتاب ارسال شده برای این جایزه انتخاب شده و هیئتی متشکل از ۵ داور به ریاست مونا بیکر چهره دانشگاهی مصری با همراهی سعید بنگراد چهره دانشگاهی و منتقد مراکشی، مریم الهاشمی منتقد و استاد دانشگاه از امارات، بلال اورفالی محقق و دانشگاهی لبنانی و سامپسا پلتونن مترجم فنلاندی کار انتخاب را انجام داده است.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">در این فهرست ۳ نویسنده که پیش از این در فهرست اولیه این جایزه جای داشتند حضور دارند که شامل رشید الضیف نامزد سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۲۴، سوسن جمیل حسن نامزد سال ۲۰۲۳ و تایسیر خلف نامزدی ۲۰۱۷ می شود. اظهر جرجیس هم سال ۲۰۲۰ و ۲۰۲۳ در فهرست نهایی این جایزه جای داشت. در کنار این نویسندگان، ۱۲ نویسنده دیگر برای اولین بار به این فهرست راه یافته اند.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">فهرست کامل کتابهای نامزد شده چنین است:</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">عقیل الموسوی برای «گریه کنندگان» از بحرین</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">انعام بیوض برای «هواریا» از الجزایر</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">رشید الضعیف برای «زینا چه دید و چه ندید» از لبنان</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">احمد فال الدین برای «دانشمند» از موریتانی</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">جان دوست برای «زندانی فرانسوی» از سوریه</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">سوسن جمیل حسن برای «وارث کلیدها» از سوریه</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">ایمان حمیدان برای «آهنگ هایی برای تاریکی» از لبنان</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">ازهر جرجیس برای «دره پروانهها» از عراق</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">حسن کمال برای «رمان دزدیده شده» از مصر</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">تیسیر خلف برای «مسیحای اندلس» از سوریه</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">احمد الملوانی برای «رویاهای شاد» از مصر</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">محمد سمیر ندا برای «دعای اضطراب» از مصر</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">نادیا نجار برای «لمس نور» از امارات</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">حنین الصایغ برای «منشور زنان» از لبنان</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">سومر شحاده برای «زندگی من تازه شروع شده است» از سوریه</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">ایمن رجب طاهر برای «حامل مشعل» از مصر</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">رمانهای فهرست اولیه امسال خوانندگان را از خیابانهای شلوغ لبنان و بحرین دهه ۱۹۸۰ به شهر پرجنبوجوش اوران در الجزایر میبرند. از گورستانی در بغداد و شهری خیالی و آخرالزمانی که در آن مردم به طور مصنوعی به خواب میروند، به زندگی شخصیتهای تاریخی مانند امام ابوحامد غزالی میروند و زندگی در اندلس را دوباره به تصویر میکشند. برخی از رمانها هم داستانهای نسلها را در پسزمینهای از تحولات سیاسی دنبال میکنند تا در مجموع طیفی از دیدگاهها، ارزشها و دیدگاهها و تجربیات شخصی و جمعی را منتقل کنند.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">جایزه بین المللی ادبیات داستانی عربی یک جایزه ادبی سالانه برای رمانهایی است که به زبان عربی نوشته شدهاند و به برنده جایزهای ۵۰ هزار دلاری اهدا میشود. این جایزه از سوی مرکز زبان عربی ابوظبی، در بخش فرهنگ و گردشگری حمایت میشود.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">از میان این فهرست ۶ عنوان توسط داوران انتخاب و در قالب فهرست نهایی در روز چهارشنبه ۱۹ فوریه ۲۰۲۵ (یکم اسفند) در کتابخانه اسکندریه مصر معرفی خواهند شد.</p>
<p dir="RTL" style="text-align:justify">برنده این جایزه پنجشنبه ۲۴ آوریل ۲۰۲۵ (۴ اردیبهشت ۱۴۰۴) در نمایشگاه کتاب ابوظبی معرفی خواهد شد.</p>
</p></div>
<p><br />
<br />منیع: خبرگزاری مهر</p>
<p>نوشته <a href="https://www.backlinkapp.ir/%d8%a8%d9%88%da%a9%d8%b1-%d8%b9%d8%b1%d8%a8%db%8c-%db%b2%db%b0%db%b2%db%b5-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa/">بوکر عربی ۲۰۲۵ نامزدهایش را شناخت</a> اولین بار در <a href="https://www.backlinkapp.ir">بک لینک اپلیکیشن</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
</item>
</channel>
</rss>
If you would like to create a banner that links to this page (i.e. this validation result), do the following:
Download the "valid RSS" banner.
Upload the image to your own server. (This step is important. Please do not link directly to the image on this server.)
Add this HTML to your page (change the image src
attribute if necessary):
If you would like to create a text link instead, here is the URL you can use:
http://www.feedvalidator.org/check.cgi?url=https%3A//www.backlinkapp.ir/feed/